برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1730 100 1
شبکه مترجمین ایران

freaked

/ˈfriːk/ /friːk/

خط دار، خط خط، راه راه

واژه freaked در جمله های نمونه

1. he freaked out on heroine and burned his own house down
هروئین او را طوری منقلب کرد که خانه‌ی خود را سوزاند.

2. Gary freaked out and had a very hard time of it.
[ترجمه ترگمان]گری \"ترسیده و زمان خیلی سختی رو داشت\"
[ترجمه گوگل]گری فریاد زد و زمان بسیار سختی داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. When Ben heard about the accident, he just freaked.
[ترجمه ترگمان]وقتی بن در مورد تصادف شنید، اون فقط ترسیده بود
[ترجمه گوگل]هنگامی که بن در مورد حادثه شنیده، او فقط freaked
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He freaked out when he heard he'd got the job.
[ترجمه ترگمان]وقتی شنید که کار را به دست آورده‌است، به وحشت افتاد
[ترجمه گوگل]وقتی شنیده بود که او شغلش را تحسین کرد، فریاد زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. My parents really freaked when they saw my hair.
[ترجمه ترگمان]پدر و مادرم وقتی موهام رو دیدن وحشت کردن
[ترجمه گوگل]والدین من وقتی ...

معنی کلمه freaked به انگلیسی

freaked
• astonished, stunned; passionately devoted to something as if addicted; weird, strange, abnormal

freaked را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهرداد
عصبانی.عصبی.ناراحت.مضطرب
هنگامه
ترسیده،شوکه شده
امیر
دمدمی مزاج
بهادر اسلامی
خشک شدن از ترس یا هیجان

.My parents freaked when I told them I'm pregnant
مادر پدرم خشکشون زد وقتی بهشون گفتم حامله ام .

@لَنگویچ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی freaked

کلمه : freaked
املای فارسی : فریکد
اشتباه تایپی : بقثشنثی
عکس freaked : در گوگل

آیا معنی freaked مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )