برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1403 100 1

frankness


رک گویی، بی پرده گویی، راست بازی، سادگی، پوست کندگی

واژه frankness در جمله های نمونه

1. i respect your frankness
به رک بودن شما احترام می‌گذارم.

2. He seems to be lacking in frankness.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که از صداقت بی‌بهره است
[ترجمه گوگل]به نظر می رسد که او فاقد صراحت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She spoke about her fears with complete frankness.
[ترجمه Banoo] او در مورد ترس هایش با صداقت کامل سخن گفت
|
[ترجمه ترگمان]از fears با صراحت کامل سخن می‌گفت
[ترجمه گوگل]او در مورد ترس او با رعایت کامل صحبت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They outlined their aims with disarming frankness.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها هدف‌های خود را با خلع‌سلاح frankness بیان کردند
[ترجمه گوگل]آنها اهداف خود را با خلع سعادت و استعداد آشكار كردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه frankness به انگلیسی

frankness
• sincerity, honesty, openness

frankness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی frankness
کلمه : frankness
املای فارسی : فرنکنس
اشتباه تایپی : بقشدندثسس
عکس frankness : در گوگل

آیا معنی frankness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )