برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1463 100 1

formatter


کامپیوتر : شکل دهنده

واژه formatter در جمله های نمونه

1. It's the same book, but a new format.
[ترجمه ترگمان]این همان کتاب است، اما یک فرمت جدید
[ترجمه گوگل]این همان کتاب است، اما یک فرمت جدید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The exercise-with-answer-key format makes the book suitable for self-study.
[ترجمه ترگمان]فرمت کلید - پاسخ، کتاب را برای مطالعه خود مناسب می‌سازد
[ترجمه گوگل]فرمت تمرین با پاسخ-کلید این کتاب را برای خودآموزی مناسب می سازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. When you download the font it may be in a compressed format, such as a zip file.
[ترجمه ترگمان]هنگامی که قلم را دانلود می‌کنید، ممکن است در فرمت فشرده‌شده، مانند فایل زیپ دار باشد
[ترجمه گوگل]وقتی فونت را دانلود میکنید، ممکن است در فرمت فشرده مانند یک فایل زیپ باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The designer dummied up the book so that they could study the format.
[ترجمه ترگمان]طراح این کتاب را مرتب می‌کند تا آن‌ها بتوانند فرمت را مطالعه کنند
[ترجمه گوگل]طراح کتاب را خفه کرد تا بتواند فرمت ...

معنی formatter در دیکشنری تخصصی

formatter
[کامپیوتر] شکل دهنده - شکل دهنده قسمتی از برنامه ی واژه پرداز که متن را شکل می دهد .
[برق و الکترونیک] فرمت کننده وینچستر مداری که داده ها را برای ذخیره کردن روی دیسک سخت سازمان دهی می کند.

معنی کلمه formatter به انگلیسی

formatter
• one who formats; tool used to prepare a diskette or hard disk for use (computers)

formatter را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی formatter
کلمه : formatter
املای فارسی : فرمتر
اشتباه تایپی : بخقئشففثق
عکس formatter : در گوگل

آیا معنی formatter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران