برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1397 100 1

formalist


تشریفات دوست، رعایت کننده ایین واداب، ظاهرپرست

واژه formalist در جمله های نمونه

1. A more quintessentially Formalist approach to narrative is contained in Shklovsky's essay on Tristram Shandy.
[ترجمه ترگمان]یک رویکرد quintessentially more برای روایت در مقاله Shklovsky روی تریسترم Shandy گنجانده شده‌است
[ترجمه گوگل]رویکرد متضاد فرمالیستی به روایت در مقاله شلکوفسکی درباره تریسترام شندی آمده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The battle was the venerable one of pure, formalist art versus art with a social function.
[ترجمه ترگمان]این نبرد، یک هنر زیبا و زیبا در برابر هنر با یک تابع اجتماعی بود
[ترجمه گوگل]نبرد یکی از هنرهای خالص و فرمالیستی در مقابل هنر با یک عملکرد اجتماعی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Don't we have in him a formalist, in fact an aesthete?
[ترجمه ترگمان]آیا در واقع ما در وجود او یک formalist و در حقیقت یک aesthete وجود دارد؟
[ترجمه گوگل]آیا ما در او یک فرمالیست نیستیم، در واقع یک زیبایی است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Formalist analyses of abstract works proved compelling at first, although they became difficult to sustain.
...

معنی کلمه formalist به انگلیسی

formalist
• supporter of formalism; one who supports adherence to traditional methods or practices; one who places emphasis on external forms and customs

formalist را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Xeinab
نقد ادبی: کسانی که ظاهر اثر را بر محتوا ترجیح میدهند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی formalist
کلمه : formalist
املای فارسی : فرمالیست
اشتباه تایپی : بخقئشمهسف
عکس formalist : در گوگل

آیا معنی formalist مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )