برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1404 100 1

for all


به رغم، با وجود، علی رغم

واژه for all در جمله های نمونه

1. There is a time for all things.
[ترجمه ترگمان] یه زمانی برای همه چیز هست
[ترجمه گوگل]زمان برای همه چیز وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Patience is a plaster for all sores.
[ترجمه ترگمان]صبر و شکیبایی برای همه زخم‌ها مثل گچ است
[ترجمه گوگل]صبر، گچ برای همه زخم ها است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. All for one, one for all.
[ترجمه ترگمان]فقط برای یک نفر، یکی برای همه
[ترجمه گوگل]همه برای یکی، یکی برای همه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. For all you mean to me each day,For all the happiness you bring my way,For the love we share and the memories, too,I'm hoping your birthday is happy for you.
[ترجمه ترگمان]برای هر روز، هر روز برای من، برای همه خوشبختی که راه مرا می‌بری، برای عشقی که ما هم در آن شریک هستیم، امیدوارم تولد تو هم برای تو خوشحال باشد
[ترجمه گوگل]برای همه شما هر روز برای من معنی می دهید، برای همه شادی که راهم را می آورم، برای عشق تو و خاطرات، امیدوارم روز تولدت برای شما خوشبخت باشد
[ترج ...

معنی عبارات مرتبط با for all به فارسی

برایم علی السویه است، فرق ندارد، اهمیت نمی دهم
(خودمانی) با تمام قوا، با همه ی انرژی یا نیرو
بااینهمه، باوجودهمه اینها، باهمه اینها
(انگلیس) فرق کمی دارد، علی رغم توفیر کمی که دارد
از هر جهت، از هر نظر، به هر دلیل، اصلا، ابدا، به هیچ وجه، عینا، بعینه، بی کم وزیاد
کاملاشبیه
(شعار سه تفنگدار) همه برای یکی و یکی برای همه
بزن بزن، الم شنگه، کتک کاری، (مسابقه و غیره که همه می توانند در آن شرکت کنند) مسابقه ی آزاد، هماورد آزاد، همگانی، برای همه، داد وبیداد، زدوخوردهمگانی
به طور قطع، قاطعانه، بی چون و چرا، بطور قطعی، قطعا، بطور اول و آخری

معنی for all در دیکشنری تخصصی

for all
[ریاضیات] به ازای هر، برای هر
[ریاضیات] به ازای تمام مقادیر، به ازای جمیع مقادیر
[ریاضیات] هر چه باشد x، به ازای تمام مقادیر x

معنی کلمه for all به انگلیسی

for all ages
• intended or permitted for those of any age, for old and young alike
for all one's worth
• wholeheartedly, with all that is in him
for all that
• still, nevertheless
for all the world
• for any reason, no matter how great; exactly
for all this
• in spite of this, anyway
fit for all
• equal to every living soul, suitable for everybody
free for all
• fight or contest open to everyone and usually with no rules
• a free-for-all is a disorganized fight, argument, or attempt to get something, in which everybody joins in.
once and for all
• finally and forever
once for all
• for now and forever, once for all times

for all را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی for all
کلمه : for all
املای فارسی : فور الله
اشتباه تایپی : بخق شمم
عکس for all : در گوگل

آیا معنی for all مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )