برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

footwork

/ˈfʊˌtwərk/ /ˈfʊtwɜːk/

معنی: رفت و آمد، کارپایی، استفاده از پا، پادوی
معانی دیگر: (مجازی) چستی، چالاکی، تردستی، (طرز به کار بردن پاها یا قدم برداشتن به ویژه در رقص و مشت بازی و راهروی) حرکات پا، گام آرایی، گام پردازی، رفت وامد

بررسی کلمه footwork

اسم ( noun )
(1) تعریف: the manner in which the feet are used or moved, as in sports such as tennis or boxing, or in dance.

(2) تعریف: travel on foot that is required in doing some job or task; legwork.

(3) تعریف: skill in maneuvering.
مشابه: maneuver

- It took some clever footwork to get out of that predicament.
[ترجمه ترگمان] یه کار زیرکانه ای انجام داده که از این مخمصه خلاص بشه
[ترجمه گوگل] بعضی از کارهای باهوش برای از بین بردن این مشکل انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه footwork در جمله های نمونه

1. it took a bit of footwork to avoid answering their questions
احتراز از پاسخ دادن به پرسش‌های آنان مستلزم زرنگی بسیار بود.

2. The England keeper revealed some fancy footwork in the victory over Nottingham Forest.
[ترجمه ترگمان]صاحب انگلستان، footwork فانتزی را در پیروزی بر فراز ناتینگهام فارست آشکار کرد
[ترجمه گوگل]دروازه بان انگلیس در پی پیروزی در زمین ناتینگهام فارست برخی از کارهای فانتزی را به نمایش گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This exercise improves your coordination, balance, timing and footwork.
[ترجمه ترگمان]این تمرین هماهنگی، تعادل، زمانبندی و footwork را بهبود می‌بخشد
[ترجمه گوگل]این تمرین هماهنگی، تعادل، زمان بندی و تمرینات شما را بهبود می بخشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His nippy footwork and ball control won him the match.
[ترجمه ترگمان]nippy footwork و کنترل توپ او این مسابقه را به او واگذار کردند
[ترجمه گوگل]او کنترل نهایی توپ و کنترل توپ را به دست آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She threw in a l ...

مترادف footwork

رفت و آمد (اسم)
traffic , footwork
کارپایی (اسم)
footwork
استفاده از پا (اسم)
footwork
پادوی (اسم)
footwork

معنی کلمه footwork به انگلیسی

footwork
• moves made by the feet (in boxing, dancing, etc.); legwork, work which requires a lot of walking from place to place; maneuvering which demands skill and care
• footwork is the way in which you move your feet, especially in sports such as boxing, football, or tennis, or in dancing.
• fancy footwork is a clever way of dealing with a difficult situation.

footwork را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آسا
fancy footwork

گامهای ظریف در رقص.
.The old man was known for his fancy footwork when he was on Broadway
حرکات زیرکانه پا که به شخص کمک می‌کند تعادل خود را حفظ کند.
It took some fancy footwork to get down the mountain
یک استراتژی هوشمندانه و پیچیده که به شخص کمک می‌کندتا از دردسر خلاص شود.
The governor did some fancy footwork to keep from getting blamed for the scandal

Haniyeh
رفت و امد🏃‍♀️

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی footwork

کلمه : footwork
املای فارسی : فوتورک
اشتباه تایپی : بخخفصخقن
عکس footwork : در گوگل

آیا معنی footwork مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )