برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

follow through

/ˈfɑːloʊˈθruː/ /ˈfɒləʊθruː/

1- (عملی را) ادامه دادن و به پایان رساندن، به انجام رساندن 2- (تنیس و غیره) پس از زدن توپ نیز به حرکت قوسی راکت ادامه دادن، (ورزش ـ در زدن یا پرتاب گوی یا توپ) ادامه ی حرکت قوسی (حتی پس از زدن یا افکندن توپ)، چیزی را تا اخر دنبال کردن، بانجام رسانی

بررسی کلمه follow through

اسم ( noun )
حالات: follow-throughs
(1) تعریف: the act or process of carrying on with an activity or project, esp. to completion.

(2) تعریف: the final part of a stroke, kick, throw, or swing, as of a golf club after the ball has been hit.

واژه follow through در جمله های نمونه

1. The leadership has been unwilling to follow through the implications of these ideas.
[ترجمه ترگمان]رهبری تمایلی به پیروی از مفاهیم این ایده‌ها ندارد
[ترجمه گوگل]رهبری تمایلی به پیروی از مفاهیم این ایده ها نداشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He decided to follow through with his original plan.
[ترجمه ترگمان]تصمیم گرفت از نقشه اصلی خود پیروی کند
[ترجمه گوگل]او تصمیم گرفت تا با طرح اصلی خود پیگیری کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The store did not follow through with the prosecution.
[ترجمه ترگمان]این فروشگاه تحت تعقیب قضایی قرار نگرفت
[ترجمه گوگل]فروشگاه با پیگرد قانونی نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He makes with the big ideas, but can't follow through on them.
[ترجمه ترگمان]او با ایده‌های بزرگ موافق است، اما نمی‌تواند آن‌ها را دنبال کند
[ترجمه گوگل]او با ایده های بزرگ می سازد، اما نمیتواند از آنها پیروی کند
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه follow through به انگلیسی

follow through
• continue in an activity until its conclusion, complete; completion, act of following through
• a follow-through is the completion of an action or planned series of actions.
• a follow-through is the completion of a movement such as hitting a ball.

follow through را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید صفاری مقدم
دنبال کردن و به نتیجه رساندن/بانجام رساندن کاری یا قولی یا عملی
عمل کردن به نقشه، وعده یا قول داده شده
بهلولی
(عملی را) ادامه دادن و به پایان رساندن
به انجام رساندن
هدی صالحی
تااخرش میری/تااخر ادامه بده
Arad Jan
همراهی کردن (با) = (Follow through (with
اکبر علیوردی نیا
ادامه بی وقفه
علی سمندی زاده
they made a good start at improving prison conditions, but unless there's follow-through, the reforms won't last
uSER
دنبال کردن و پیروی کردن
Figure
به سرانجام رساندن (طرح، برنامه، ایده)
To finish doing something completely to the end
محدثه فرومدی
(follow-through (noun
پایان‌بخشی، پایان‌دهی، پایان‌رسانی، خاتمه‌بخشی، خاتمه‌دهی، اتمام، تکمیل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی follow through

کلمه : follow through
املای فارسی : فالو تهروق
اشتباه تایپی : بخممخص فاقخعلا
عکس follow through : در گوگل

آیا معنی follow through مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )