برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1435 100 1

fodder

/ˈfɑːdər/ /ˈfɒdə/

معنی: علف، علوفه، علیق، علوفه دادن، سورسات، غذا دادن
معانی دیگر: خوراک دام (یونجه و ذرت و جو و غیره)، گیهه

بررسی کلمه fodder

اسم ( noun )
(1) تعریف: feed for farm animals, such as cut-up cornstalks mixed with hay.
مشابه: feed

- More hay was added to the horse's fodder.
[ترجمه ترگمان] علف بیشتری به علوفه اسب افزوده می‌شد
[ترجمه گوگل] یونجه بیشتر به علوفه اسب اضافه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: raw material, as for a creative endeavor.
مشابه: material
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: fodders, foddering, foddered
• : تعریف: to feed with fodder or the like.

واژه fodder در جمله های نمونه

1. Fodder crops are used to feed livestock.
[ترجمه ترگمان]محصولات کشاورزی برای تغذیه دام‌ها استفاده می‌شوند
[ترجمه گوگل]محصولات خوراکی برای خوراک دام استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The conscripts were treated as cannon fodder.
[ترجمه ترگمان]سربازان وظیفه به عنوان گلوله توپ در نظر گرفته می‌شدند
[ترجمه گوگل]نیروهای نظامی به عنوان خوراک توپ مورد استفاده قرار گرفتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This kind of grass is a common fodder for horses.
[ترجمه ترگمان]این نوع علف کوهی معمولی برای اسب‌ها است
[ترجمه گوگل]این نوع چمن علوفه ای معمولی برای اسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was preparing fodder, chopping finely and mixing thoroughly.
[ترجمه ترگمان]او خود را آماده کرده بود که علوفه را خرد کند و خود را کام لا مخلوط کند
[ترجمه گوگل]او غذا را تهیه کرد، ریز ریزش کرد و کاملا مخلوط شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف fodder

علف (اسم)
grass , herb , herbage , darnel , fodder , forage , provender , tare
علوفه (اسم)
feed , keep , provision , fodder , forage , provender , feed-stuff
علیق (اسم)
fodder , forage , provender
علوفه دادن (اسم)
fodder
سورسات (اسم)
fodder , forage , provender
غذا دادن (فعل)
feed , nourish , nutrify , meat , foster , fodder

معنی عبارات مرتبط با fodder به فارسی

(مجازی) خوراک توپ (یعنی سربازان و غیره که در جنگ فدا می شوند)
خصیل، قصیل

معنی کلمه fodder به انگلیسی

fodder
• food fed to livestock (i.e. hay, straw)
• give food to livestock (i.e. hay, straw)
• fodder is food that is given to animals such as cows or horses.
fodder plants
• plants used for feeding livestock
cannon fodder
• people who are considered insignificant, people who are sacrificed in war
• soldiers who were expected to fight in battles in which large numbers of people would be killed were sometimes referred to as cannon fodder, especially in the first world war.
dry fodder
• dried food for livestock
green fodder
• plants that are used as animal feed (alfalfa, hay, etc.)

fodder را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میثم علیزاده
1. علوفه
2. چیزی یا کسی که فقط به درد یک کار میخوره( از جهت منفی)
امین روشنی
دامپزشکی و علوم دامی
مواد خشبی(Roughage )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fodder
کلمه : fodder
املای فارسی : فوددر
اشتباه تایپی : بخییثق
عکس fodder : در گوگل

آیا معنی fodder مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )