برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

flunkey

/ˈflʌŋki/ /ˈflʌŋki/

معنی: پادو، نوکر، مامور جزء
معانی دیگر: غیر ماهر

واژه flunkey در جمله های نمونه

1. The minister arrived, surrounded by the usual subservient flunkeys.
[ترجمه ترگمان]وزیر وارد شد و در میان the که به فرمان او بود احاطه شده بود
[ترجمه گوگل]وزیر وارد شد، توسط احزاب معمولی تحت حمایت قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. One of his flunkeys let me in.
[ترجمه ترگمان]یکی از flunkeys اجازه داد بیام تو
[ترجمه گوگل]یکی از فریادهای او به من اجازه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We flunkeys were all at the front door to receive the family from the airfield.
[ترجمه ترگمان]همه ما در مقابل در جلویی بودیم تا خانواده رو از فرودگاه بگیریم
[ترجمه گوگل]همه ما در حال ورود به خانه بودیم تا خانواده را از فرودگاه بگیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. To the flunkey no man can be great, because the flunkey has his own flunkey conception of greatness .
[ترجمه ترگمان]در غیر این صورت هیچ مردی نمی‌تواند بزرگ باشد، زیرا پیشخدمت مخصوص نوکری خود را دارد
[ترجمه گوگل]هیچ کس نمی تواند بزرگ باشد، زیرا فونکی دارای مفهوم فل ...

مترادف flunkey

پادو (اسم)
peon , footman , lackey , page , busboy , scullion , errand boy , flunkey , flunky , footboy , lacquey , legman
نوکر (اسم)
help , man , swain , footman , servant , lackey , valet , server , menial , flunkey , henchman , famulus , handyman , flunky , footboy , manservant , lacquey , servitor , slavey , yes-man
مامور جزء (اسم)
flunkey , flunky

معنی کلمه flunkey به انگلیسی

flunkey
• servant; person who flatters, sycophant
• a flunkey is a man who acts as a servant in a large house and who wears ceremonial dress; an informal word.
• a flunkey is a person who follows someone who is important and who does small jobs for them in the hope of being rewarded; used showing disapproval; an informal word.

flunkey را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی flunkey

کلمه : flunkey
املای فارسی : فلونکی
اشتباه تایپی : بمعدنثغ
عکس flunkey : در گوگل

آیا معنی flunkey مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )