برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1611 100 1
شبکه مترجمین ایران

floating island

/ˈfloʊtɪŋˈaɪlənd/ /ˈfləʊtɪŋˈaɪlənd/

معنی: شیرینی، جزیره شناور ومصنوعی
معانی دیگر: آبخست شناور (توده ای از گیاهان انبوه دریایی که همچون جزیره برآب شناور است)

بررسی کلمه floating island

اسم ( noun )
(1) تعریف: a dessert of soft custard having whipped cream or meringue floating atop it.

(2) تعریف: a floating piece of earth similar to an island.

مترادف floating island

شیرینی (اسم)
amiability , confetti , pastry , sugar , cookie , confection , cooky , bonbon , marzipan , goody , floating island , sweetmeat
جزیره شناور ومصنوعی (اسم)
floating island

معنی کلمه floating island به انگلیسی

floating island
• dessert made of custard with floating quantities of beaten egg whites; floating piece of land similar to an island

floating island را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی floating island

کلمه : floating island
املای فارسی : فلتینگ آیلند
اشتباه تایپی : بمخشفهدل هسمشدی
عکس floating island : در گوگل

آیا معنی floating island مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )