برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1672 100 1
شبکه مترجمین ایران

flight attendant

/ˈflaɪtəˈtendənt/ /flaɪtəˈtendənt/

(در هواپیمای مسافربری) مهماندار

بررسی کلمه flight attendant

اسم ( noun )
• : تعریف: an airline employee who tends to the needs of passengers during a flight; steward or stewardess.

واژه flight attendant در جمله های نمونه

1. The flight attendant welcomed us aboard.
[ترجمه Z] مهماندار تودر هواپیما از ما استقبال کرد
|
[ترجمه الینا هاتفی] مهماندار هواپیما در هواپیما به ما خوش امد گفت
|
[ترجمه ارین] مهماندار هواپیما از ما استقبال و خوش امد گویی کرد
|
[ترجمه ترگمان]مهماندار هواپیما از ما استقبال کرد
[ترجمه گوگل]خدمتکار ما از روی صندلی ما استقبال کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Every thirty minutes or so the flight attendant would wheel the drinks trolley down the aisle.
[ترجمه ترگمان]هر سی دقیقه یک‌بار، مهماندار هواپیما چرخ‌دستی نوشیدنی‌ها را پایین می‌آورد
[ترجمه گوگل]هر سی دقیقه یا بیشتر، هواپیما در حال حرک ...

معنی کلمه flight attendant به انگلیسی

flight attendant
• steward, stewardess, airline employee who tends to passengers' needs during a flight

flight attendant را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sina
مهمان دار در هواپیما و در قطار
Raheleh
خدمه پرواز
Ali
مهماندار
امیر
مهماندار قطارو هواپیما
يأسي
مهمان دار
sana
مهماندار
مهرداد عزیزی
کمک خلبان
زهرا
خدمتکار هواپیما
کیمیا جون
نوکری در هواپیما
الینا
فقط مهماندار هواپیما چون کلمه flight از fly میاد که به معنی پروازه
الینا
فقط مهماندار هواپیما چون کلمه flight از fly میاد که به معنی پروازه
Nazanin
مهماندار
الینا هاتفی
کلمه flight از fly می اید برای همین مهماندار هواپیما می شود
امیررضا احمدی
مهماندار هواپیما
BRA
مهماندار هواپيما يا قطار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی flight attendant

کلمه : flight attendant
املای فارسی : فلایت اتندنت
اشتباه تایپی : بمهلاف شففثدیشدف
عکس flight attendant : در گوگل

آیا معنی flight attendant مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )