برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

fizzle out

واژه fizzle out در جمله های نمونه

1. Her parents are hoping that the relationship will fizzle out.
[ترجمه ترگمان]والدین او امیدوارند که این رابطه بسوزد
[ترجمه گوگل]پدر و مادرش امیدوارند که رابطه از بین برود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Over billions of years it will slowly fizzle out to become a black dwarf.
[ترجمه ترگمان]در طول میلیاردها سال به آرامی پیش می‌رود تا به یک کوتوله سیاه تبدیل شود
[ترجمه گوگل]بیش از میلیاردها سال است که به آرامی به یک کوتوله سیاه تبدیل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Partly he hoped her star would quickly fizzle out.
[ترجمه ترگمان]از طرف دیگر امیدوار بود که ستاره او به سرعت از بین برود
[ترجمه گوگل]بخشی از او امیدوار بود که ستاره اش به سرعت خفه شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Or with weak those who fizzle out is Anacreontic and tonal build a joy, cordial atmosphere.
[ترجمه ترگمان]یا با افراد ضعیف که می‌سوزند Anacreontic و تن رنگ شادی، فضای صمیمی دارند
[ترجمه گوگل]یا با کسانی که ضعف دارند، آناکراونتیک و ت ...

معنی کلمه fizzle out به انگلیسی

fizzle out
• die out, fade, disappear; lose strength and come to an end

fizzle out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

saeid jedi
تضعیف شدن - کم توان شدن
میثم کنعانی
to gradually end, often in a disappointing or weak way:
They went to different universities and their relationship just fizzled out.
تضعیف شدن تدریجی
میثم کنعانی
تدریجا به پایان رسیدن
mohammad
کم کم از بین رفتن
amir jahani
با شکست مواجه شدن/به اتمام نرساندن
محمد کمالی
کم سو شدن
نامحتمل شدن (تدریجی)
آرین هراتی
فروکش کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی fizzle out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )