برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1580 100 1
شبکه مترجمین ایران

fits

واژه fits در جمله های نمونه

1. by fits and starts
دارای دوران فعالیت شدید و سپس دوران آرامش

2. by fits and starts
(با) فعالیت شدید و منقطع

3. his coat fits well
کت او اندازه است.

4. his diction fits his style
واژگزینی او با سبکی که به کار می‌برد تناسب دارد.

5. his education fits him for the job
تحصیلاتش او را برای این کار واجد شرایط می کند.

6. subject to fits of anger
متمایل به خشم‌زدگی‌های شدید

7. choose a name that fits this product
اسمی انتخاب کن که به این محصول بخورد.

معنی کلمه fits به انگلیسی

fits him
• suits him, befits him, matches his "style"
fits him like a glove
• perfect for him
fits like a glove
• fits perfectly, perfect fit

fits را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابراهیم زارعی
در خور , شایسته
محمودی
وفق دادن
AAB
شایسته تو است
Fateme
اندازه
سایز
Alexandra
مناسب بودن
ایلقار نژادمیم
( پزشکی ) لحظه ای کوتاه که فرد از اتفاقات اطراف خود ناآگاه است یا دست و پای جهنده دارد
ممکن است به بی هوشی منجر شود
تورج
بروز - دستخوش - دچار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی fits مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )