برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1722 100 1
شبکه مترجمین ایران

fishing

/ˈfɪʃɪŋ/ /ˈfɪʃɪŋ/

معنی: ماهیگیری، صید از آب، حق ماهیگیری
معانی دیگر: صید ماهی، جای ماهیگیری

بررسی کلمه fishing

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of one who fishes.

(2) تعریف: the method, pastime, or occupation of catching or trying to catch fish.

واژه fishing در جمله های نمونه

1. fishing pole
چوب ماهی گیری (که سر آن ریسمان‌و قلاب دارد)

2. fishing tackle
ابزار ماهی گیری

3. fishing villages dot the coast
ساحل از دهکده‌های ماهی‌گیران پوشیده شده است.

4. a fishing boat
زورق ماهیگیری

5. a fishing contest
مسابقه‌ی ماهیگیری

6. a fishing derby
مسابقه‌ی ماهیگیری همگانی

7. a fishing line
رسن ماهیگیری

8. a fishing party
اکیپ ماهیگیری

9. a fishing permit
جواز صید ماهی

10. a fishing vessel
کشتی ماهیگیری

11. deep-sea fishing
ماهیگیری در اعماق دریا

12. open-sea fishing
ماهیگیری در دریای آزاد

13. the fishing lines ran afoul of each other
طناب‌های ماهیگیری در هم گوریده شدند.

14. a good fishing spot
یک جای خوب برای ماهیگیری

15. they prosecuted fishing on a large scale ...

مترادف fishing

ماهیگیری (اسم)
angling , fishing , fishery
صید از آب (اسم)
fishing , fish
حق ماهیگیری (اسم)
fishing , piscary

معنی عبارات مرتبط با fishing به فارسی

(دریا یا محل) پر ماهی، ماهی زا، ماهی خیز
کرجی ماهی گیری
بازپرسی قانونی، تحقیق، استنطاق
اسباب ماهیگیری
ریسمان ماهی گیری، زه قلاب
دام ماهی گیری
چوب ماهی گیری (که سر آن ریسمان و قلاب دارد)
میله ی ماهی گیری (که سر آن ریسمان و قلاب دارد و مجهز به قرقره و ضامن هم می باشد)، چوب ماهی گیری
ابزار ماهی گیری
ماهیگیری (با قلاب و طعمه ی مصنوعی)

معنی fishing در دیکشنری تخصصی

fishing
[معدن] ابزاریابی (حفاری اکتشافی)
[نفت] سبد مانده گیری
[نفت] لوازم مانده گیری
[نفت] مارپیچ مانده گیر
[نفت] سرابزار مانده گیری
[نفت] دنگ مانده گیری
[نفت] آهن ربای مانده گیری
[نفت] طوق مانده گیری
[نفت] ساقه ی مانده گیری
[نفت] رشته ی مانده گیری
[نفت] سنبه ی مانده گیری

معنی کلمه fishing به انگلیسی

fishing
• catching fish; fishery, place for catching fish
• fishing is the sport, hobby, or business of catching fish.
fishing boat
• boat from which fish are caught (used by professional or sport fishermen)
fishing industry
• branch that deals with raising fish and drawing them out from the pools that they are raised in
fishing line
• line of elastic cord made of nylon with a hook on the end of it to which bait is attached for fishing
fishing net
• net which is put into the sea in order to trap fish
• a fishing net is a large net that fishermen use to catch fish from a boat.
fishing rod
• specialized stick used for catching fish
• a fishing rod is a pole with a line and hook attached to it which is used for fishing.
fishing season
• season during which it is allowed by law to catch fish
fishing smack
• fishing boat
fishing tackle
• fishing tackle consists of all the equipment that is used in the sport of fishing, such as fishing rods, lines, hooks, and bait.
coarse fishing
• coarse fishing is the sport of catching fish, other than trout and salmon, that live in lakes or rivers. see also fly-fishing.
deep sea fishing
• catching fish in the open ocean
fly fishing
• type of angling using artificial flies, fishing using flies as bait
• fly-fishing is a kind of fishing in which a silk or nylon model of a small winged insect is used as bait.
went fishing
...

fishing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیزاده
مانده یابی (مانده گیری). گاهی در هنگام حفاری چاههای نفت یا گاز و غیره، قطعه ای از تجهیزات حفاری بریده شده و در چاه میماند. برای خارج کردن آن، عملیاتی را به نام fishing انجام میدهند.
صبا
ماهیگیری
اکبر
ماهیگیری
aram
گشتن
جستجو کردن(علاوه بر معانی فوق)
Toomaz
fishing expedition
تلاش برای کشف حقایق در مورد چیزی با جمع آوری اطلاعات بسیار ، غالباً به صورت مخفیانه.
Farhood
سرقت مجازی،
خالی کردن پول موجود در حساب بانکی با داشتن مشخصات کارت بانکی شخص

E.g. scientific studies of fishing grounds and methods of fishing

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی fishing

کلمه : fishing
املای فارسی : فیشینگ
اشتباه تایپی : بهساهدل
عکس fishing : در گوگل

آیا معنی fishing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )