برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1530 100 1
شبکه مترجمین ایران

find one's feet


(به کاری یا جایی) عادت کردن، خوگرفتن، به خود اطمینان یافتن

معنی کلمه find one's feet به انگلیسی

find one's feet
• become adjusted; become established

find one's feet را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

A.C.E
عادت کردن به چیزی، احساس کنی می تونی از عهده شرایط بر بیای

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی find ones feet

کلمه : find one's feet
املای فارسی : فایند انئس فیت
اشتباه تایپی : بهدی خدث'س بثثف
عکس find one's feet : در گوگل

آیا معنی find one's feet مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )