برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

fill the bill


(عامیانه) رضایتبخش بودن، حایز شرایط بودن، به کار خوردن، به درد خوردن، قابل استفاده بودن

واژه fill the bill در جمله های نمونه

1. That box will fill the bill nicely.
[ترجمه ترگمان]آن جعبه را به خوبی پر می‌کند
[ترجمه گوگل]این جعبه این لایحه را به خوبی پر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We needed an experienced reporter and Willis fills the bill.
[ترجمه ترگمان]ما به یک خبرنگار باتجربه نیاز داشتیم و ویلیس این لایحه را پر می‌کند
[ترجمه گوگل]ما یک خبرنگار با تجربه داشتیم و ویلیس این لایحه را پر می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. And certainly, Peter Weiss' Marat-Sade fills the bill for audience and company alike.
[ترجمه ترگمان]و قطعا، پیتر Weiss مارا - Sade نیز این لایحه را برای حضار و هم به طور یک‌سان پر می‌کند
[ترجمه گوگل]و مطمئنا، پیتر وایس مارت ساد این لایحه را برای مخاطبان و شرکت به طور یکسان پر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It just happened that Bobby filled the bill in this case.
[ترجمه ترگمان]این اتفاق افتاد که \"بابی\" این پرونده رو پر کرده
[ترجمه گوگل]این فقط اتفاق افتاده است که بابی این لایحه را ...

fill the bill را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی fill the bill

کلمه : fill the bill
املای فارسی : فیل تاه بیل
اشتباه تایپی : بهمم فاث ذهمم
عکس fill the bill : در گوگل

آیا معنی fill the bill مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )