برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1395 100 1

filibuster

/ˈfɪləˌbəstər/ /ˈfɪlɪbʌstə/

(به ویژه در سده ی نوزدهم) ماجراجویی که در خارج از کشور خودش دست به جنگ و خرابکاری میزند، کسی که در کشوری دیگر (که با کشور خودش در جنگ نیست) دست به لشکر کشی می زند، (امریکا - ایراد نطق های بسیار طولانی در مجلس شورا به منظور جلوگیری از مطرح شدن یا تصویب لایحه و غیره) ابستروکسیون، پر حرفی عمدی، کسی که قانونگذاری مجلس را با اطاله کلام ووسایل دیگر بتاخیر می اندازد

بررسی کلمه filibuster

اسم ( noun )
• : تعریف: the practice or an instance of impeding or delaying legislative action, as by making long speeches until a deadline is passed.

- The filibuster succeeded in causing the bill to fail in the Senate.
[ترجمه ترگمان] ابستروکسیون موفق شد باعث شود که این لایحه در مجلس سنا شکست بخورد
[ترجمه گوگل] فلیبستر موفق به ایجاد این لایحه در مجلس سنا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: filibusters, filibustering, filibustered
• : تعریف: to engage in a filibuster.

- Senate Republicans threatened to filibuster if the proposed legislation was passed in the House of Representatives.
[ترجمه ترگمان] جمهوری خواهان مجلس سنا تهدید کردند که اگر قانون پیشنهادی در مجلس نمایندگان تصویب شود، ابستروکسیون را تهدید می‌کند
[ترجمه گوگل] جمهوری خواهان سنا تهدید کردند که اگر قانون پیشنهادی در مجلس نمایندگان تصویب شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
مشتقات: filibusterer (n.)
• : تعریف: to delay or impede (passage of a law) by filibustering.

واژه filibuster در جمله های نمونه

1. Senator Seymour has threatened a filibuster to block the bill.
[ترجمه ترگمان]سناتور سیمور برای مسدود کردن این لایحه، ابستروکسیون را تهدید کرده‌است
[ترجمه گوگل]سناتور سیمور یک فلیبستر را برای جلوگیری از این لایحه تهدید کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A senator dragged the subject in as a filibuster.
[ترجمه ترگمان] یه سناتور موضوع رو به عنوان \"filibuster\" کشیده
[ترجمه گوگل]یک سناتور موضوع را به عنوان یک فلیبستر کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They simply threatened to filibuster until the Senate adjourns.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به سادگی ابستروکسیون را تهدید کردند که تا زمان adjourns سنا، ابستروکسیون را تهدید می‌کند
[ترجمه گوگل]آنها به سادگی تهدید کردند که مجلس سنای آمریکا مجبور به رعایت قانون شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A group of senators plans to filibuster a measure that would permit drilling in Alaska.
[ترجمه ترگمان]گروهی از سناتورها برنامه دارند تا برای اقدامی که اجازه حفاری در آلاسکا را می‌دهد، ابستروکسیون را ...

معنی کلمه filibuster به انگلیسی

filibuster
• use of delaying tactics; long speech made to delay or prevent a decision from being made (politics); military adventurer who engages in unauthorized revolutionary activities in foreign countries
• give long speeches in order to delay or prevent a decision from being made; intentionally delay debate; lead a filibuster; engage in unauthorized revolutionary activities in foreign countries
• a filibuster is a long slow speech or a series of long slow speeches which are used as a method of preventing laws from being passed by the legislature, because the debating time runs out before the debate is over, so a vote cannot be taken.

filibuster را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرشته عاج
اطاله ی کلام

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی filibuster
کلمه : filibuster
املای فارسی : فیلیبوستر
اشتباه تایپی : بهمهذعسفثق
عکس filibuster : در گوگل

آیا معنی filibuster مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )