برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1426 100 1

fight shy of


دوری کردن (از شخص یا چیز)، احتراز کردن

واژه fight shy of در جمله های نمونه

1. You can't fight shy of your responsibility for your children.
[ترجمه ترگمان]تو نمی‌تونی با خجالت برای بچه هات مبارزه کنی
[ترجمه گوگل]شما نمیتوانید از مسئولیت خود برای فرزندان خود خجالت بکشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Many women fight shy of motherhood.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از زنان با ترس از مادر شدن مبارزه می‌کنند
[ترجمه گوگل]بسیاری از زنان با شرمندگی از مادر بودن مبارزه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Children often fight shy of dentists.
[ترجمه ترگمان]کودکان اغلب خجالتی هستند
[ترجمه گوگل]کودکان اغلب با دجال دندانپزشکان مبارزه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Yet the 18 counties fight shy of the risk, but what are they frightened of?
[ترجمه ترگمان]با این حال ۱۸ کشور با ترس از خطر مبارزه می‌کنند، اما آن‌ها از چه چیزی می‌ترسند؟
[ترجمه گوگل]با این حال، 18 ایالت با رعب و وحشت می جنگند، اما از آن می ترسند؟
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه fight shy of به انگلیسی

fight shy of
• avoid, stay away from

fight shy of را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Reza
اجتناب کردن، دوری کردن
Figure
اجتناب/پرهیز/ دوری/احتراز کردن
to try to avoid something:
Before this course I'd always fought shy of technology.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fight shy of
کلمه : fight shy of
املای فارسی : فایت شئ‌ اوف
اشتباه تایپی : بهلاف ساغ خب
عکس fight shy of : در گوگل

آیا معنی fight shy of مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )