برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1727 100 1
شبکه مترجمین ایران

fig

/ˈfɪɡ/ /fɪɡ/

معنی: ارایش، انجیر، چیز بی بها، صف ارایی
معانی دیگر: مخفف:، مجازی، به طور مجازی، هر چیز کم ارزش، ناچیز، پشیز، پول سیاه، کفر ابلیس، ذره، (گیاه شناسی) درخت انجیر (از جنس ficus از خانواده ی mulberry که گونه ی ficus carica انجیر خوراکی می دهد و گونه های دیگر آن گیاهان زینتی و حاره ای هستند - fig tree هم می گویند)، (این کار که به نشان توهین انجام می شود: قرار دادن شست بین دو انگشت مجاور آن و یا قرار دادن شست پشت دندانهای فوقانی) بیلاخ !، (عامیانه) ظاهر، سر و وضع، (با out یا up) شال و قبا کردن

بررسی کلمه fig

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of several broad-leafed trees native to the Mediterranean that bear oblong or pear-shaped soft fruit having many small seeds, or the fruit itself.

- Their figs produced less fruit than usual this year.
[ترجمه امیر] درختان انجیر آنها کمتر از سال های قبل و حتی متوسط یا معمول میوه داده است.
|
[ترجمه BTS .Hadid] انجیر ان ها در این سال کم تر از بقیه سال ها میوه تولید کرد
|
[ترجمه ترگمان] انجیر آن‌ها امسال کم‌تر از همیشه میوه تولید می‌کرد
[ترجمه گوگل] انجیر آنها در سال جاری میلادی کمتر از معمول تولید می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Figs make a sweet snack, and the seeds are small and crunchy.
[ترجمه ترگمان] انجیر یک اسنک شیرین تهیه می‌کند و دانه‌ها کوچک و ترد هستند
[ترجمه گوگل] شکلات ها یک میان وعده شیرین دارند و دانه ها کوچک و ترد است
[ترجمه شم ...

واژه fig در جمله های نمونه

1. "a fig for house work!" she said angrily to her husband
((کار خانه به جهنم‌!)) با خشم به شوهرش گفت.

2. a vigorous fig tree
یک درخت انجیر پربار

3. in full fig
(عامیانه) سر تا پا غرق در جامه‌ی فاخر و تزئینات،شال و قبا کرده

4. not worth a fig
کاملا بی ارزش

5. she doesn't give a fig what the neighbors think
او اصلا عین خیالش نیست که همسایه‌ها چی فکر می کنن.

6. not care (or give) a fig for (somebody or something)
اصلا اهمیت ندادن (به چیزی یا کسی)،ناچیز شمردن،عین خیال (کسی) نبودن

7. his promise is not worth a fig
قول او یک پول سیاه هم ارزش ندارد.

8. I don't really care a fig about status.
[ترجمه ترگمان]من واقعا اهمیتی به این وضعیت نمی‌دهم
[ترجمه گوگل]من واقعا نمیتوانم درباره ی وضعیت انجیر مراقب باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I don't care a fig what others think of me.
[ترجمه ترگمان]به چیزی که دیگران درباره من فکر می‌کنند اهمیتی نمی‌دهم
[ترجمه گوگل]من اهمیتی نمی دهم که دیگران از من چه می خواهند
[ترجمه شما] ...

مترادف fig

ارایش (اسم)
order , arrangement , muster , attire , garnish , ornament , array , embellishment , formation , toilet , dressing , polish , inflorescence , decor , purfle , toilette , habiliment , fig , finery , garnishment , ornamentation , toiletry , mounting
انجیر (اسم)
fig
چیز بی بها (اسم)
fig
صف ارایی (اسم)
formation , fig

معنی عبارات مرتبط با fig به فارسی

مره انجیرخوار
انجیروبادام باهم سرشته
انجیرخور، انجیرخوار
برگ انجیر، (در معماری و مجسمه سازی) چیزی مانند برگ انجیر که با آن اندام جنسی را می پوشانند، شرمگاه پوش، برگ درخت انجیر، لاپوش، مخفی کننده
(گیاه شناسی) گل نیمروز (mesembryanthemum از خانواده ی carpetweed)، گیاه نیمروز
مره انجیرخوار
درخت انجیر
(جانور شناسی) زنبور انجیر (blastophaga psenes)
انجیروحشی
(عامیانه) سر تا پا غرق در جامه ی فاخر و تزئینات، شال و قبا کرده
کاملا بی ارزش
رجوع شود به: caprifig

معنی کلمه fig به انگلیسی

fig
• type of tree; fruit of this tree; something which is worthless or unimportant; least bit; contemptuous gesture; dress, clothing; condition, state
• a fig is a soft, sweet, tropical fruit that is full of tiny seeds.
fig knife
• knife used for cutting figs
fig leaf
• leaf of a fig tree; something which conceals or hides (usually insufficiently or inadequately)
• a fig leaf is a large leaf which comes from the fig tree. a fig leaf is sometimes used in painting and sculpture to cover the genitals of a nude body.
• a fig leaf is also something that someone says or does in order to try and hide something unpleasant or embarrassing and to keep people's respect.
fig tree
• type of tree
dried fig
• fig that has been dried
indian fig
• type of fruit
not to care a fig
• not to care at all, not to have any interest in
not worth a fig
• completely worthless, having no value at all
unripe fig
• fig that is not fully matured, undeveloped fig

fig را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ali
شکل و قیافه
sardarazmoun
a soft sweet fruit
Niloofar
انجیر
حبیب نوری
not care /not give a fig for
پشیزی ارزش قائل نشدن برای ، تره هم خورد نکردن برای
Amir Hussein
انجیر
R
میوه انجیر
sardar azmoun
انجیر بوته انجیر
سارا گلی تا :)
"a fig for house work!" she said angrily to her husband
اون خانم با عصبانیت به شوهرش گفت (کار خانه به جهنم !)
:/
amwir-mhmd
A soft sweet fruit that is full of small seeds
(✪‿✪)
fig = انجیر
it's noun
.She loves eating fig for dessert
Sanaz
انجیر
Hadis
Shaped soft fruit having many small seeds or the fruit itself.
انجیر
موز
موزه موزه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی fig

کلمه : fig
املای فارسی : فیگ
اشتباه تایپی : بهل
عکس fig : در گوگل

آیا معنی fig مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )