برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1433 100 1

favoured

/ˈfeɪvər/ /ˈfeɪvə/

معنی: موفق
معانی دیگر: موردمساعدت، التفات یافته، طرف توجه، مقبول

واژه favoured در جمله های نمونه

1. Brittany is a favoured holiday destination for families.
[ترجمه ترگمان]برتانی یک مقصد تعطیلاتی محبوب برای خانواده‌ها است
[ترجمه گوگل]بریتنی یک مقصد تعطیلات مورد علاقه برای خانواده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Silva is favoured to win a medal in the marathon.
[ترجمه ترگمان]سیلوا به خاطر کسب مدال در این مسابقه ماراتن مورد توجه قرار گرفته‌است
[ترجمه گوگل]سیلوا از نظر مسابقات در ماراتن برنده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She was favoured with great intelligence.
[ترجمه ترگمان]او از هوش و هوش سرشار برخوردار بود
[ترجمه گوگل]او با هوش عالی مورد توجه قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In Ireland 83% of voters favoured EC membership in 197
[ترجمه ترگمان]در ایرلند ۸۳ % رای دهندگان به عضویت کمیسیون اروپایی در ۱۹۷ نفر رسیدند
[ترجمه گوگل]در ایرلند 83 درصد از رای دهندگان از عضویت در اتحادیه اروپا در سال 197 میلادی حمایت کردند
[ترجمه شما] ...

مترادف favoured

موفق (صفت)
prosperous , successful , favored , prospering , favoured

معنی عبارات مرتبط با favoured به فارسی

موردمساعدت، طرف توجه، دارای امتیازات
زشت
زشت، بدلقا
کامله الوداد
زیبا، خوشگل زیبا، خوبروی

معنی کلمه favoured به انگلیسی

favoured
• preferred, favorite; having features of a particular kind (ill-favoured) (also favored)
well favoured
• good looking, pretty or handsom; pleasing to the eye

favoured را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اذری
طرفداری شده
محدثه فرومدی
مطلوب، دلخواه
سعیده
مورد پسند واقع شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی favoured
کلمه : favoured
املای فارسی : فوورد
اشتباه تایپی : بشرخعقثی
عکس favoured : در گوگل

آیا معنی favoured مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )