برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1428 100 1

farfetched

/ˌfɑːrˈfet͡ʃt/ /ˌfɑːˈfet͡ʃt/

معنی: بعید، شبیه بعید
معانی دیگر: غیر میسر

واژه farfetched در جمله های نمونه

1. All this may sound a bit far-fetched, but companies are already developing 'intelligent' homes.
[ترجمه ترگمان]همه اینها ممکن است کمی دور از ذهن به نظر برسند، اما شرکت‌ها در حال حاضر در حال توسعه خانه‌های هوشمند هستند
[ترجمه گوگل]همه اینها ممکن است به نظر کمی تامل برانگیز باشد، اما شرکت ها در حال حاضر خانه های هوشمندانه ای را توسعه می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It's an interesting book but rather far-fetched.
[ترجمه ترگمان]کتاب جالبی است، اما خیلی دور است
[ترجمه گوگل]این یک کتاب جالب است، اما خیلی جالب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The whole story sounds very far-fetched.
[ترجمه ترگمان]همه داستان خیلی دور از ذهن به نظر می‌رسد
[ترجمه گوگل]کل داستان به نظر می رسد بسیار دور از ذهن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You won't credit her far-fetched story.
[ترجمه ترگمان]تو این داستان را برای او تعریف نمی‌کنی
[ترجمه گوگل]شما نمی توانید داستان او را به یاد آورید
[ترجمه ...

مترادف farfetched

بعید (صفت)
far , unlikely , remote , farfetched , unseemly
شبیه بعید (صفت)
farfetched

معنی کلمه farfetched به انگلیسی

farfetched
• strained, forced, not connected, unrelated

farfetched را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آیدا
👈Not easy to believe👉
عاطفه موسوی
غیرقابل باور
صبا
دور از ذهن
Figure
بعید، دور از ذهن
a farfetched idea or plan is implausible because there's very little chance it will happen
Farfetched things aren't necessarily impossible, but they're very unlikely
The idea that he will win the election seems farfetched - if not impossible.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی farfetched
کلمه : farfetched
املای فارسی : فرفتچد
اشتباه تایپی : بشقبثفزاثی
عکس farfetched : در گوگل

آیا معنی farfetched مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )