برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1679 100 1
شبکه مترجمین ایران

far and wide


همه جا، سرتاسر، (به) جاهای دوردست، اینجا و آنجا، درهمه جا، دورودراز

بررسی کلمه far and wide

عبارت ( phrase )
• : تعریف: over great distances.
مترادف: widely
مشابه: broadly, wide

واژه far and wide در جمله های نمونه

1. Its branches spread far and wide.
[ترجمه ترگمان]شاخه‌هایش به دور و گسترده پخش می‌شوند
[ترجمه گوگل]شاخه های آن گسترش یافته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He ranges far and wide in search of inspiration for his paintings.
[ترجمه ترگمان]او در جستجوی الهام برای نقاشی‌هایش بسیار گسترده و گسترده است
[ترجمه گوگل]او به دنبال الهام گرفتن برای نقاشی هایش دور و گسترده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Volunteers came from far and wide.
[ترجمه ترگمان]که از دور و وسیع اومده
[ترجمه گوگل]داوطلبان از دور و پهناور آمده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They searched far and wide for the missing child.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها به دنبال کودک گم‌شده به دور و بر گشتند
[ترجمه گوگل]آنها برای کودک گمشده به دور و دراز فراوان بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه far and wide به انگلیسی

far and wide
• all over, everywhere

far and wide را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حامد
If people come from far and wide, they come from a large number of places, some of them far away. If things spread far and wide, they spread over a very large area or distance.
افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح):
از هر جهت، همه‌جا، از مناطق مختلف بسیاری

https://www.merriam-webster.com/dictionary/far and wide
https://www.macmillandictionary.com/dictionary/british/far-and-wide
سرداری
اصطلاحا:(از همه جا)دور و نزدیک
English User
این ور و آن ور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی far and wide

کلمه : far and wide
املای فارسی : فر اند واید
اشتباه تایپی : بشق شدی صهیث
عکس far and wide : در گوگل

آیا معنی far and wide مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )