برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1356 100 1

fantastically

/fænˈtæs.tɪk.li/ /fænˈtæs.tɪk.li/

ازروی وسواس، بوالهوسانه، ازروی خیال یاتوهم، بطورغریب وعجیب

واژه fantastically در جمله های نمونه

1. He was fantastically handsome— I just fell for him right away.
[ترجمه ترگمان]اون خیلی خوشگل بود - همین الان براش افتاده بودم -
[ترجمه گوگل]او فوق العاده خوش تیپ بود - من فقط برای او سقوط کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You did fantastically well in the exam.
[ترجمه ترگمان]شما در امتحان خیلی خوب عمل کردید
[ترجمه گوگل]شما در امتحان عالی بودید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They're doing fantastically well this season.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها در این فصل خیلی خوب عمل می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها در این فصل فوق العاده خوب عمل می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Their fantastically long tails danced behind like bridal trains and burst into colour when they caught the sun's final rays.
[ترجمه ترگمان]دنباله‌های بلند مدت آن‌ها مانند قطارهای bridal می‌رقصیدند و وقتی آخرین اشعه خورشید را می‌گرفتند به رنگ خود درآمدند
[ترجمه گوگل]دماهای فوقالعادهای طولانی در پشت قطارهای عروسک رقم خوردند و هنگامی که اش ...

معنی کلمه fantastically به انگلیسی

fantastically
• in a fantastic manner, fabulously; in an imaginary manner; oddly, strangely

fantastically را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
Teachers of language teaches fantastically
معلمان زبان، فوق العاده تدريس مي كند
هادی
بطور فوق العاده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fantastically
کلمه : fantastically
املای فارسی : فنتستیکللی
اشتباه تایپی : بشدفشسفهزشممغ
عکس fantastically : در گوگل

آیا معنی fantastically مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )