برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1400 100 1

fallout

/ˈfɒˌlɑːwt/ /ˈfɔːlaʊt/

پی آمد، نتیجه، پس آیند، بارش رادیواکتیو، بارش برتابشی، ذرات رادیواکتیو، خردیزه های برتابشی، پسآیند the country is still suffering from the fallouts of that wrong policy کشور هنوز از عواقب آن سیاست غلط رنج میبرد

بررسی کلمه fallout

اسم ( noun )
(1) تعریف: the fall of radioactive particles, or the particles themselves, that result from a nuclear explosion.

(2) تعریف: results or a result, sometimes unexpected or unintended.
مشابه: aftermath

- We are waiting the fallout from the recent decline in the stock market.
[ترجمه ترگمان] ما منتظر اثرات رکود اخیر در بازار سهام هستیم
[ترجمه گوگل] ما در انتظار افتادن از کاهش اخیر در بازار سهام هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه fallout در جمله های نمونه

1. Cancer deaths caused by fallout from weapons testing could rise to 4 million over the next few centuries.
[ترجمه ترگمان]مرگ‌های ناشی از آزمایش سلاح منجر به مرگ ۴ میلیون نفر در طول چند قرن آینده خواهد شد
[ترجمه گوگل]مرگ و میر سرطان ناشی از تخريب تست های سلاح می تواند طی چند قرن بعد به 4 میلیون افزایش یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They were exposed to radioactive fallout during nuclear weapons tests.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها در حین آزمایش سلاح‌های هسته‌ای در معرض ذرات رادیواکتیو قرار گرفتند
[ترجمه گوگل]آنها در طی تست های سلاح های هسته ای در معرض آلودگی رادیواکتیو قرار داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The political fallout of the affair cost him his job.
[ترجمه ترگمان]پیامدهای سیاسی این ماجرا او را به بهای شغلش تمام کرد
[ترجمه گوگل]سقوط سیاسی این امر او را شغل خود را هزینه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Grundy lost his job in the fallout from the incident.
[ترجمه ترگمان]Grundy شغلش را از اون حادثه از دست داد
[ترجمه گوگ ...

معنی fallout در دیکشنری تخصصی

fallout
[کامپیوتر] خرابی مولفه های الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
[زمین شناسی] فروریزش جایگیری و ته نشینی مواد مخصوصی مانند تفرا و هوامیزهای (aerosol) آتشفشانی از زبانه فورانی بدرون سطح زمین
[خاک شناسی] فرو ریخته
[خاک شناسی] نمک خشک ریز
[زمین شناسی] ذرات رادیو اکتیوى که در اثر انفجار هسته اى در جو ایجاد مى گردد در پى انفجار هسته اى در چو ایجاد مى گردد در پى انفجار ابرى قارچى شکل تشکیل مى گردد وبا وزش باد ناحیه وسیع با این ذرات مهلک، آلوده مى گردد.

معنی کلمه fallout به انگلیسی

fallout
• descent of radioactive particles from a nuclear explosion; radioactive particles; by-product, result
• fallout is the radiation that affects an area after a nuclear explosion.
• you can refer to the unpleasant consequences of an event or action as the fallout from it.
fallout shelter
• protective structure designed to shield against radioactive residue or particles resulting from an atomic explosion
nuclear fallout
• particles charged with radio-active material that was formed as a result of a nuclear explosion
radioactive fallout
• particles charged with radioactive material that were created due to an atomic explosion

fallout را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
ریزش ، اُفت ، فرو افت
مهرنوش
عواقب ونتایج
suroosh
عواقب منفی
سارا
بهم زدن رابطه
Figure
1- any negative result or side effect of an action or a situation
any adverse and unwanted secondary effect
the political and economic fallout ot a continued pandemic
They didn’t tell me because I would be too worried about the fallout to enjoy the party
2- radioactive particles which fall from the sky after a nuclear blast

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fallout
کلمه : fallout
املای فارسی : فللوت
اشتباه تایپی : بشممخعف
عکس fallout : در گوگل

آیا معنی fallout مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )