برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1432 100 1

fallibility

/ˌfæləˈbɪləti/ /ˌfæləˈbɪlɪti/

معنی: جایزالخطا بودن

واژه fallibility در جمله های نمونه

1. The play deals with the fallibility of human nature.
[ترجمه ترگمان]بازی با fallibility طبیعت انسان سر و کار دارد
[ترجمه گوگل]این بازی با تخریب طبیعت بشر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Errors may have been made due to human fallibility.
[ترجمه ترگمان]اشتباه‌ات ممکن است به خاطر اشتباه کردن اشتباه انسان باشد
[ترجمه گوگل]ممکن است به دلیل خطای انسانی ممکن است اشتباهات صورت گرفته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Schubert had no illusions about human fallibility.
[ترجمه ترگمان]شوبرت که اشتباه کرده بود، اشتباه کرده بود
[ترجمه گوگل]شوبرت هیچ فریب آمیزی درباره فحاشی انسان نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The recognition of fallibility is simply an acknowledgment of our humanity.
[ترجمه ترگمان]به رسمیت شناختن اشتباه ممکن است به سادگی یک آگاهی از انسانیت ما باشد
[ترجمه گوگل]به رسمیت شناختن فساد، به سادگی یک تصدیق بشریت است
[ترجمه شما] ...

مترادف fallibility

جایزالخطا بودن (اسم)
fallibility

معنی کلمه fallibility به انگلیسی

fallibility
• liability to err or make a mistake

fallibility را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fallibility
کلمه : fallibility
املای فارسی : فللیبیلیتی
اشتباه تایپی : بشممهذهمهفغ
عکس fallibility : در گوگل

آیا معنی fallibility مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )