برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1432 100 1

faller

/ˈfɒlər/ /ˈfɒlə/

کسی که کارش بریدن درخت است، درخت انداز

واژه faller در جمله های نمونه

1. SmithKline Beecham was a notable faller against the general trend.
[ترجمه ترگمان]SmithKline Beecham یکی از faller قابل‌توجه در برابر روند کلی بود
[ترجمه گوگل]SmithKline Beecham یک پیشگویی قابل توجه در برابر روند کلی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The biggest faller among the girls was Gertrude, derived from the Old German for "spear maiden. "
[ترجمه ترگمان]بزرگ‌ترین faller در میان این دختران گرترود بود که از آلمانی قدیمی برای \"ازدواج نیزه\" گرفته شده‌بود
[ترجمه گوگل]بزرگترین فریاد در میان دختران، گرترود بود، که از آلمانی قدیمی به عنوان 'خواهر صاف' گرفته شده است '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The biggest faller is the United States, dropping from first to sixth.
[ترجمه ترگمان]بزرگ‌ترین faller ایالات‌متحده آمریکا است که از اول تا ششم سقوط می‌کند
[ترجمه گوگل]بزرگترین فاجعه آمیز ایالات متحده است که از اولین تا ششم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The development of the one-way faller bar is studied in detail.
[ترجمه ترگمان]توسعه نوا ...

معنی faller در دیکشنری تخصصی

Faller
[نساجی] شانه سوزنی گیل باکس ( کنترل کننده الیاف پشم در ماشین کشش )
[نساجی] به جلو رفتن شانه

معنی کلمه faller به انگلیسی

faller
• person who falls; something that falls; (british) animal that ( particularly a horse that falls during a race); falls feller, one who fells trees, logger employed to chop down trees; apparatus or machine part that functions by falling

faller را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فهد
افتاده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی faller
کلمه : Faller
املای فارسی : فللر
اشتباه تایپی : بشممثق
عکس Faller : در گوگل

آیا معنی faller مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )