برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1392 100 1

fall from grace


معصیت کردن، گناه کردن، از لطف خدا محروم شدن

واژه fall from grace در جمله های نمونه

1. The Finance Minister's fall from grace gave the tabloid press great satisfaction.
[ترجمه ترگمان]سقوط وزیر دارایی از لطف و برکت به مطبوعات این تابلوئید مایه خشنودی فراوان داد
[ترجمه گوگل]سقوط وزیر دارایی از فضل به مطبوعات تبیلد بسیار رضایت بخش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The biography explains the circumstances surrounding her fall from grace.
[ترجمه ترگمان]این زندگینامه، شرایط پیرامون سقوط او از لطف را توضیح می‌دهد
[ترجمه گوگل]بیوگرافی شرایطی را که از سقوط او از فضل دور است، توضیح می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. And its spectacular fall from grace should serve as a warning.
[ترجمه ترگمان]و سقوط تماشایی آن از گریس باید به عنوان یک هشدار عمل کند
[ترجمه گوگل]و سقوط چشمگیر آن از فضل باید به عنوان یک هشدار دهنده عمل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Jackson's fall from grace came in the fourth game, when he struck out three times in a row.
[ترجمه ترگمان]وقتی سه بار پشت سر هم ضربه خورد، جکسون از ...

معنی کلمه fall from grace به انگلیسی

fall from grace
• lose popularity, lose favor

fall from grace را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دانیال
از چشم خداوند افتادن، از رحمت خداوند محروم شدن، از وقار افتادن
افشین حاجی طرخانی
(اصطلاح): از دست دادن اعتبار، حیثیت،‌احترام،‌موقعیت...

https://en.wikipedia.org/wiki/Fall_from_grace
Sonia
بی اعتماد شدن ، از دست دادن محبوبیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fall from grace
کلمه : fall from grace
املای فارسی : فال فروم گریس
اشتباه تایپی : بشمم بقخئ لقشزث
عکس fall from grace : در گوگل

آیا معنی fall from grace مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )