برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1576 100 1
شبکه مترجمین ایران

failover

معنی کلمه failover به انگلیسی

failover
• redundancy within a computer network in order to ensure network availability after the failure of a particular piece of hardware (computers)

failover را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حامد
سوییچ کردن به سرور، سیستم، عنصر سخت‌افزاری یا شبکه‌ اضافی یا معلق دیگر، در نتیجه‌ اتمام کار نامعمول یا خطایی در سیستم موجود.
حسام
پروسه ای که به سبب آن کنترل یک سیستم به صورت اتوماتیک به سیستم دیگر یا ثانویه در زمانی که اشتباه یا خطایی در سیستم ردیابی می شود منتقل می گردد.
مرتضی بزرگیان
غلبه بر خرابی
رحیمی
بالاترازخطا
محتشمی
پیش آمدی (خطایی) غیر از پیش آمدها (خطاهای) پیش بینی شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی failover مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )