برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1395 100 1

facsimile

/fækˈsɪməli/ /fækˈsɪməli/

معنی: رونوشت، کلیشه عین متن اصلی، رونوشت عینی، گروار
معانی دیگر: روگرفت (نسخه ی عکس برداری شده از اصل)، رونوشت (عکسبرداری شده)، کپی، فاکس (fax هم می نویسند)، دورنگار، (فرستادن یا نسخه سازی یا عکسبرداری از طریق رادیو یا بی سیم و غیره) مخابره ی تصویر، روگرفت رسانی، فرتور رسانی، وابسته به روگرفت رسانی، عین

بررسی کلمه facsimile

اسم ( noun )
(1) تعریف: an exact copy or duplicate, as of something printed or pictorial; reproduction.
مترادف: copy, duplicate, reproduction
متضاد: original
مشابه: ditto, fax, photocopy, replica, reprint, xeroxes

- The original document is in the vault; this is just a facsimile.
[ترجمه ترگمان] سند اصلی هم توی گاوصندوق هست این فقط یه facsimile
[ترجمه گوگل] سند اصلی در طاق است؛ این فقط یک فکس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: an electronic method of transmitting images, or the image so transmitted.
مترادف: fax

واژه facsimile در جمله های نمونه

1. This a facsimile edition of an eighteenth century book.
[ترجمه ترگمان]این نسخه نمابر از کتاب قرن هجدهم است
[ترجمه گوگل]این یک نسخه فشرده از کتاب قرن هجدهم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Orders with facsimile illustrations are then sent by satellite to suppliers around the world.
[ترجمه ترگمان]پس از آن سفارشات از طریق ماهواره به تامین کنندگان در سراسر دنیا ارسال می‌شوند
[ترجمه گوگل]سفارشات با تصاویر فکس سپس توسط ماهواره به تامین کنندگان در سراسر جهان ارسال می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The facsimile editions are worth the £ 95 price tag for the Frenchified handwritten text and superb colour printing.
[ترجمه ترگمان]ویرایش نمابر به ارزش ۹۵ پوند برای برچسب \"متن دست‌نویس\" و \"چاپ رنگ فوق‌العاده\" به ارزش ۹۵ پوند ارزش دارد
[ترجمه گوگل]نسخه های فاکس قیمت گران قیمت 95 پوند برای متن دستنویس فرانسویسی شده و چاپ رنگی عالی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Searches can also be made by telephone or facsimile transmission.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف facsimile

رونوشت (اسم)
replication , copy , counterpart , transcript , transcription , facsimile
کلیشه عین متن اصلی (اسم)
facsimile
رونوشت عینی (اسم)
facsimile
گروار (صفت)
facsimile

معنی facsimile در دیکشنری تخصصی

facsimile
[کامپیوتر] پست تصویری ؛ نمابر ؛ رونوشت عینی - دورنگاه ، فاکس نگاه کنید به fax .
[برق و الکترونیک] نمابر ، تصویر رادیویی نگار
[زمین شناسی] رونوشت عینی فرآیندی که توسط آن اطلاعات گرافیکی یا عکاسی بوسیله دستگاه های الکترونیکی منتقل یا ضبط می شوند.
[حقوق] رونوشت برابر اصل
[برق و الکترونیک] نسخه ی نمابر نسخه ی چاپ شده ی دستگاه فکس به روی کاغذ گرمایی یا ساده .
[برق و الکترونیک] دستگاه نمابر دستگاه شخصی یا راداری پیشرفته ای که عملیات پویش فکس،ارسال و دریافت ،و چاپرا یک جا انجام می دهد. در روش متداول پویش ،نسخه ی موضوع (subject copy) به داخل دستگاه فرستاده می شود و از مقابل طلبه ای که با سرعت زاویه ای ثابت می چرخد ،عبور داده می شود. یک چرخ اپتیکی به همراه فوتوسل روی تسمه ای عرضی نصب شده است که به اندازه ی ارتفاع خط مستقیم در هر گام جلو می رود. فوتوسل جریانی از دانه های تصویری (پیکسل9 را در پی پویش تولید می کند. خروجی فوتوسل یا فوتوسلها پس از تبدیل توسط مودم از طریق خطوط تلفنی به دستگاه مشابه فکس ارسال می شود .دستگاه گیرنده فکس ازلاعات را دوباره به سیگنال قابل چاپ روی کاغذ گرمایی یا ساده تبدیل می کند. معمولاً برای دستگاههای فکس شماره ی تلفن اختصاصی در نظر گرفته می شود به گونه ای که بدون تداخل با مکالمات تلفنی می توانند به صورت شبانه روزی کار کنند. از برخی دستگاههای فکس به عنوان پویشگر استفاده می شود تا متون یا تصاویر گرافیکی را به شکل رقمی در آورند و برای پردازش یا ذخیره به رایانه ارسال کنند.برخی دیگر نیز به عنوان ماشینهای کپی اداری به کار می روند.
[برق و الکترونیک] سیگنال نمابر سیگنال تصویری که در هنگام پویش نسخه ی موضوع توسط دستگاه نمابر تولید می شود .
[حقوق] ...

معنی کلمه facsimile به انگلیسی

facsimile
• exact copy; electronic transmission of written material; material sent via a fax machine
• make a facsimile of
• a facsimile of something is an exact model or copy of it.
• a facsimile is also the same as a fax; a formal use.

facsimile را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
با سلام، یکی از روشهای بسیار مهم و مفید روش فاکسیمیله یا نسخه برگردان ویا چاپ عکسی از کتب خطی به روش رنگی یا سیاه و سفید هست و شخصی که مالک ان نسخه میشود گویا نسخه اصلی را دارد و برای مصححان کتب نیز بسیار خوب هست چون اکثر کتابخانه ها به علت نفیس بودن نسخه خطی حتی اجازه دست زدن به انرا نمیدهند، مرحوم محمد باقر نجفی با این روش کتب چندی را با کیفیت بالا در المان چاپ کرد از جمله مصحف ایران که یک دوره کامل قران مجید هست و در طول هزار سال توسط ۱۸۰ خطاط، تذهیب کار و جلدساز تهیه شده بود و یک اثر منحصر به فرد انهم رنگی در دو جلد رحلی میباشد، نسخه بعدی مدینه شناسی بود که دارای تصاویر زیبایی از مدینه النبی( ص ) میباشد. با تشکر
سرگل رضائی
رونوشت
نسخه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی facsimile
کلمه : facsimile
املای فارسی : فکسیمیل
اشتباه تایپی : بشزسهئهمث
عکس facsimile : در گوگل

آیا معنی facsimile مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )