برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

fabled


غیر واقعی، ساختگی، وانمودین، افسانه ای، (ذکر شده) در داستان ها، افسانه مانند، جعلی

بررسی کلمه fabled

صفت ( adjective )
(1) تعریف: recounted in fables; legendary.
مترادف: fabulous, legendary, mythical, storied
مشابه: epic

(2) تعریف: imaginary or fictitious.
مترادف: fictitious, imaginary, made-up, mythic, mythical

واژه fabled در جمله های نمونه

1. fabled sorrows
غمگساری‌های داستانی

2. the fabled rustam
رستم دستان

3. it is fabled that the giant had two heads and four eyes
چنین حکایت می‌شود آن دیو دو سر و چهار چشم داشت.

4. He is fabled to be the national son of a king.
[ترجمه ترگمان]اون افسانه‌ای است که پادشاه یه پادشاه میشه
[ترجمه گوگل]او می گوید که پسر پادشاهی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She fabled about her family's past.
[ترجمه ترگمان]او در مورد گذشته خانواده‌اش افسانه‌ای بود
[ترجمه گوگل]او درباره گذشته ی خانواده اش می گوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The bird of Paradise is fabled to have no feet.
[ترجمه ترگمان]آن پرنده بهشت افسانه‌ای است که پا ندارد
[ترجمه گوگل]پرنده بهشت ​​افسانه است که هیچ پا ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Its marketers are fabled for delivering feel-good ...

معنی کلمه fabled به انگلیسی

fabled
• told in fables, legendary, mythical; fictitious, not existing in reality
• fabled places, things, or people are well-known because a lot of stories are told about them.

fabled را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سحرپارسا
مشهور و قابل تحسین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی fabled

کلمه : fabled
املای فارسی : فبلد
اشتباه تایپی : بشذمثی
عکس fabled : در گوگل

آیا معنی fabled مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )