برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1434 100 1

Funfair

واژه Funfair در جمله های نمونه

1. Tom filmed his daughter playing in the funfair.
[ترجمه ترگمان]تام از دخترش فیلمی بازی می‌کرد که در the بازی می‌کرد
[ترجمه گوگل]تام فیلم دختر خود را در بازی سرگرم کننده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Not all funfair rides will be available between October 30, 199 and March 199
[ترجمه ترگمان]تمام خودروهای سواری تا روز ۳۰ اکتبر ۱۹۹ تا ۱۹۹ مارس موجود نخواهند بود
[ترجمه گوگل]همه سواری های سرگرم کننده بین 30 اکتبر 199 تا 199 مارس در دسترس خواهند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There is a funfair next door and the big wheels can be clearly seen from the dressing-room window.
[ترجمه ترگمان]در اتاق مجاور، یک در بزرگ است و چرخ‌های بزرگ می‌تواند به وضوح از پنجره اتاق بیرون دیده شود
[ترجمه گوگل]در کنار یک صندلی راحت وجود دارد و چرخ های بزرگ را می توان به وضوح از پنجره اتاق پانسمان دید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. An avenue of fortune-tellers' trailers led into the funfair, displaying yellow or red cards in their windows.
[ترجمه ترگمان]خیابانی از ...

معنی کلمه Funfair به انگلیسی

funfair
• in britain, a funfair is a form of entertainment that consists of a collection of large machines on which you can have exciting rides, and stalls where you can win things.

Funfair را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Oo
شهر بازی
Reza
پارک تفریحی
😉
چرخ و فلک
ahmad3d
شهر بازی-مکان بازی کودکان-پارک مجهز
Z.SHAFIE.TKD.
شهربازی
niloo
شهربازی
Amir
شهر بازی -پارک تفریحی
Amir
شهربازی-پارک تفریحی
Sara
شهربازی
هانیتا پارسا
شهربازی - پارک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Funfair مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )