برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1399 100 1

Functionally

/ˈfʌŋkʃənəli/ /ˈfʌŋkʃənəli/

ازلحاظ وظیفه اندامها، چنانکه وابسته به وظیفه اندامی باشد

واژه Functionally در جمله های نمونه

1. People judged to be functionally illiterate lack the basic reading and writing skills required in everyday life.
[ترجمه ترگمان]افرادی که از لحاظ عملکردی بیسواد هستند، فاقد مهارت‌های خواندن و نوشتن ابتدایی هستند که در زندگی روزمره مورد نیاز است
[ترجمه گوگل]افرادی که قضاوت شده اند به طور کارا بی سواد هستند، مهارت های پایه خواندن و نوشتن مورد نیاز در زندگی روزمره ندارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We must ensure that our students leave school functionally literate for a complex competitive economy.
[ترجمه ترگمان]ما باید اطمینان حاصل کنیم که دانش آموزان ما از نظر عملکردی برای یک اقتصاد رقابتی پیچیده سواد دارند
[ترجمه گوگل]ما باید اطمینان حاصل کنیم که دانش آموزان ما برای کسب یک اقتصاد رقابتی پیچیده از مدرسه سواد آموزی را ترک می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It presupposes that the functionally optimal capitalist state is in some senses class-neutral.
[ترجمه ترگمان]این پیش‌فرض بر این پیش‌فرض است که حالت سرمایه‌داری بهینه در برخی نقاط خنثی است
[ترجمه گوگل]پیش فرض دارد که دولت سرمایه داری مطلوب به لحاظ عملکرد، در برخی از حواس های خنثی کلاس است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Functionally به انگلیسی

functionally
• in a functional manner, usefully; in a working manner

Functionally را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا منصوری
ازلحاظ وظیفه
سپیده ایرانی
بصورت کاربردی
کاربر آبادیس
از نظر عملکرد
محدثه فرومدی
عملا، به لحاظ کارکردی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی functionally
کلمه : functionally
املای فارسی : فونکتینللی
اشتباه تایپی : بعدزفهخدشممغ
عکس functionally : در گوگل

آیا معنی Functionally مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )