برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1718 100 1
شبکه مترجمین ایران

Fornication

/ˌfɔːrnɪˈkeɪʃn̩/ /ˌfɔːnɪˈkeɪʃn̩/

معنی: زناء، فساد، جنده بازی، فاحشهبازی
معانی دیگر: زنا (جماع دو فرد مجرد ـ اگر یکی یا هردو ازدواج کرده باشند می گویند: adultry)، (انجیل) هرگونه جماع خارج از ازدواج

بررسی کلمه Fornication

اسم ( noun )
• : تعریف: voluntary sexual relations between a man and woman not married to each other.

واژه Fornication در جمله های نمونه

1. Fornication is a crime in some American states.
[ترجمه ترگمان]Fornication در برخی ایالات آمریکا یک جرم محسوب می‌شود
[ترجمه گوگل]عصبانیت در برخی از ایالت های آمریکا جرم و جنایت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Fornication was inevitable; it was something of a relief that high unit labour costs had driven the boot man to extinction.
[ترجمه ترگمان]Fornication اجتناب‌ناپذیر بود؛ این چیزی بود از آرامشی که هزینه‌های نیروی کار بالا مردی را وادار به نابودی کرده بود
[ترجمه گوگل]عصبانیت اجتناب ناپذیر بود این چیزی بود که امیدوار بود که هزینه های نیروی انسانی بالا باعث انقراض مردان بوت شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They include theft, adultery and fornication, wine drinking, highway banditry, apostasy to of the faith and rebellion.
[ترجمه ترگمان]این افراد عبارتند از دزدی، زنای محصنه، نوشیدن شراب، نوشیدن شراب، راهزنی، ارتداد، ارتداد از ایمان و تمرد
[ترجمه گوگل]آنها عبارتند از سرقت، زنا و فساد، نوشیدن شراب، راهزنی بزرگراه، ارتداد به ایمان و شورش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The plaqued Fornication Under Consent ...

مترادف Fornication

زناء (اسم)
bawdry , adultery , fornication
فساد (اسم)
mortification , decline , decay , decadence , dissolution , spoil , turpitude , fornication , depravity , vice , depravation , degeneration , degeneracy , corruption , immorality , necrosis , putrefaction , putrescence , invalidity , harlotry , vitiation
جنده بازی (اسم)
fornication
فاحشهبازی (اسم)
fornication

معنی کلمه Fornication به انگلیسی

fornication
• sexual intercourse between two people who are not married to each other

Fornication را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

غلامرضا
رابطه نامشروع
هادی
زنای محصنه
Dark Light
verb
[no obj]
formal disapproving :
to have sexual intercourse ◇

Fornicate refers to sexual intercourse that occurs between people who are not married to each other. It is a word that is associated with legal language and the language of the Bible.


◀️ he commits fornication and theft


۳ کلمه داریم تقریبا مرتبط به هم :
■ Adultery : سکس با کسی که متاهله ( سکس با زن یا مرد متاهل در حالی که شما شریک و همسر اون فرد نیستی)
■ Fornication : سکس بین افرادی که با هم ازدواج نکرده اند (چه شما یه جنده رو بکنی چه دوست دخترتو از نظر اسلام زیرمجوعه این گروهه)
■ Incest : سکس بین افراد یک خانواده (مادر-دختر-خواهر-مادربزرگ-عمه و خاله-پدر-پسر-برادر-پدربزرگ-عمو و دایی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی fornication

کلمه : fornication
املای فارسی : فرنیکتین
اشتباه تایپی : بخقدهزشفهخد
عکس fornication : در گوگل

آیا معنی Fornication مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )