برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1725 100 1
شبکه مترجمین ایران

For example

/fɔːr ɪgˈzæm.pəl/ /fɔːr ɪgˈzɑːmpl/

معنی: مثلا
معانی دیگر: برای مثال، برای نمونه، بانمون

بررسی کلمه For example

عبارت ( phrase )
• : تعریف: as an example or examples.

- We have many kinds of white flowers; for example, there are these roses and daisies.
[ترجمه زررتشت] ما گونه های گوناگونی از گل های سپید داریم برای نمونه گل های نسترن و مروارید هستند
|
[ترجمه ترگمان] ما انواع زیادی از گل سفید داریم، به عنوان مثال، این گل‌ها و گل‌های داودی هستند
[ترجمه گوگل] ما انواع مختلفی از گل های سفید داریم برای مثال، این گلها و گلها وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه For example در جمله های نمونه

1. You can use any two colors — for example, red and yellow.
[ترجمه ترگمان]شما می‌توانید از هر دو رنگ - برای مثال قرمز و زرد استفاده کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید از هر دو رنگ - به عنوان مثال قرمز و زرد استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Many factors are important, for example class, gender, age and ethnicity.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از عوامل مهم هستند، برای مثال کلاس، جنسیت، سن و نژاد
[ترجمه گوگل]بسیاری از عوامل مهم هستند، مثلا کلاس، جنسیت، سن و قومیت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You often write a slash between alternatives, for example, 'and/or'.
[ترجمه ترگمان]شما اغلب یک ضربه را بین جایگزین‌ها، برای مثال، و \/ یا
[ترجمه گوگل]شما اغلب نوشتار قطعی بین گزینه ها، به عنوان مثال، 'و / یا' را می نویسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. There is a similar word in many languages, for example in French and Italian.
[ترجمه ترگمان]واژه مشابهی در بسیاری از زبان‌ها وجود دارد، به عنوان مثال در زبان فرانسوی و ایتالیایی
...

مترادف For example

مثلا (قید)
allegorically , for example , for instance , proverbially

معنی کلمه For example به انگلیسی

for example
• for instance, e.g.

For example را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدیه
برای مثال
عرفان..
مثلا
ebi
بعنوان نمونه ، بعنوان مثال
mary
برای مثال
فاطمه
برای مثلا
Zahraaa
برای مثال. به عنوان مثال.به عنوان نمونه
ehsan
برای مثال
امیررضا نوربخش
به عنوان مثال. مثلا
امیر زمانی
برای عبرت
محدثه فرومدی
فی‌المثل، بر حسب مثال، به طور مثال
reza
بطور مثال
مهیار کیانی
به عنوان نمونه،به عنوان مثال،مثلا
Amir
به عنوان مثاا
AMIR.B.J
به طور مثال ، مثلاً
........
برای مثال
Arash
برای مثال ، مثلا ، به عنوان نمونه
بی نام
به طور مثال

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی for example

کلمه : for example
املای فارسی : فور اگزمپل
اشتباه تایپی : بخق ثطشئحمث
عکس for example : در گوگل

آیا معنی For example مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )