برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1397 100 1

Floaty


سبک، شناور، دارای اب نشین کم درگفتگوی ازکشتی

واژه Floaty در جمله های نمونه

1. One more reason CG gets that "floaty" look is because it is so easy to set keys with the same timing.
[ترجمه ترگمان]یک دلیل دیگر که گرافیک کامپیوتری دریافت می‌کند این است که مرتب کردن کلیدها با زمان مشابه آسان است
[ترجمه گوگل]یکی دیگر از دلایل CG این است که نگاه 'شناور' به این دلیل است که آن را بسیار آسان برای تنظیم کلید با همان زمان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She'sdressed in a floaty white skirt and a cotton print camisole.
[ترجمه ترگمان]او یک دامن سبز رنگ و یک زیرپوش نخی نخی به تن داشت
[ترجمه گوگل]او در یک دامن سفید شناور و یک کت و شلوار چاپ پنبه قرار گرفته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I thought mythos felt sort of bouncy and floaty, when I played it.
[ترجمه ترگمان]فکر می‌کردم وقتی آن را بازی می‌کردم احساس شادی و شادی می‌کردم
[ترجمه گوگل]من فکر میکردم وقتی که من بازی میکردم، احساساتی و هیجانی داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The floaty 'above creature' health bars raised a few different concerns and they've since been changed.
...

معنی کلمه Floaty به انگلیسی

floaty
• floating, able to float; buoyant; very light

Floaty را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ن م
تیوپ بادی استخر که عموما دور کمر بچه ها قرار داده میشه که روی اب شناور بمونن و اشکال مختلفی دادن مثل حلقه ها و باروبندها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی floaty
کلمه : floaty
املای فارسی : فلتی
اشتباه تایپی : بمخشفغ
عکس floaty : در گوگل

آیا معنی Floaty مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )