برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1432 100 1

Fitter

/ˈfɪtər/ /ˈfɪtə/

معنی: فیتر، کمک مکانیک
معانی دیگر: جامه پرداز (خیاطی که لباس را تعمیر و اصلاح می کند)

بررسی کلمه Fitter

اسم ( noun )
(1) تعریف: someone or something that fits.

(2) تعریف: a person employed in the cutting and fitting of garments.

(3) تعریف: a person who fits together machine parts.

واژه Fitter در جمله های نمونه

1. I was fitter the first time I did the climb.
[ترجمه ترگمان]اولین باری بود که بالا می‌رفتم
[ترجمه گوگل]اولین بار بود که من صعود را دوست داشتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She felt physically fitter and more alive than she could ever remember.
[ترجمه ترگمان]او از نظر فیزیکی fitter و بیشتر از آن چیزی که به یاد می‌اورد احساس می‌کرد
[ترجمه گوگل]او از لحاظ جسمی و جسمی بیشتر از هر زمان که او می تواند به یاد داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. George was a fitter at the shipyard.
[ترجمه ترگمان]جورج در کارخانه کشتی‌سازی fitter بود
[ترجمه گوگل]جورج مفتخر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You can become fitter quite quickly and easily.
[ترجمه ترگمان]شما می‌توانید خیلی سریع و آسان کار کنید
[ترجمه گوگل]شما می توانید کاملا سریع و راحت باشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Fitter

فیتر (اسم)
fitter
کمک مکانیک (اسم)
fitter

معنی عبارات مرتبط با Fitter به فارسی

لوله کش گاز، کسی که کارش کشیدن لوله ی گاز و تعمیر لوازم گازی است، فیتر یا مکانیکی که لوله های گاز و لوازم گاز منازل را نصب و تعمیر میکند مکانیک دانی که اثاثیه گازبرای روشن کردن یاگرم کردن خانه هاته
لوله کش، مکانیک لوله کشی، لوله نصب کن
نصب کننده وتعمیر کننده لوله های بخار، تعمیرکارلوله بخار

معنی Fitter در دیکشنری تخصصی

[نساجی] مکانیک
[معدن] نصاب (عمومی)
[برق و الکترونیک] فیلتر پایین گذر فیلتر که جریان های متناوب با بسامد کمتر از بسامد قطع را عبور می دهد و همه ی جریانهای دیگر را به شدت تضعیف می کند .
[مهندسی گاز] لوله کش ، لوله نصب کن
[نساجی] کارگر چله بند

معنی کلمه Fitter به انگلیسی

fitter
• one who fits; tailor, one who alters garments; one who provides fittings; one who equips
• a fitter is a person whose job is to put together or install machinery or equipment.

Fitter را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fitter
کلمه : fitter
املای فارسی : فیتر
اشتباه تایپی : بهففثق
عکس fitter : در گوگل

آیا معنی Fitter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )