برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1682 100 1
شبکه مترجمین ایران

Finishing


معنی: مختوم کننده
معانی دیگر: تکمیلی، تمام کننده، پرداخت کننده

واژه Finishing در جمله های نمونه

1. He redoubled his speed when he saw the finishing line ahead.
[ترجمه احسان] او وقتی که خط پایان را پیش رو دید، سرعت خود را دو برابر کرد.
|
[ترجمه ترگمان]هنگامی که خط پایان را به پایان رساند، سرعت خود را مضاعف ساخت
[ترجمه گوگل]او سرعت خود را دو برابر کرد وقتی که خط رو به پایان رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I began reading with the intention of finishing the book, but I never did.
[ترجمه ترگمان]شروع به خواندن کتاب کردم، اما هیچ وقت این کار را نکردم
[ترجمه گوگل]با قصد پایان دادن به کتاب شروع به خواندن كردم، اما هرگز انجام ندادم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He put the finishing touches to his painting .
[ترجمه ترگمان]کار را تمام کرد و نقاشی را به پایان رساند
[ترجمه گوگل]او نقاشی های آخر را به نقاشی خود گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Finishing

مختوم کننده (صفت)
sealing , finishing , terminative

معنی عبارات مرتبط با Finishing به فارسی

ضربه اخر، ضربه مرگ
اندود دست اخر
(نجاری) میخ بی سر (میخی که سرش قلمبگی ندارد)
(مدرسه ی دخترانه که علاوه بر دروس معمولی به آنان آداب زندگی و معاشرت و خانه داری می آموختند) مدرسه ی تکمیل ساز، مدرسه ی معرفت آموز، اموزشگاهی که زنان جوان رابرای دخول درجامعه اماده ومهذب میسار
دست کاری نهایی
حسن ختام
دست کاری، پرداخت

معنی Finishing در دیکشنری تخصصی

finishing
[شیمی] تمام کاری ، پرداخت
[عمران و معماری] پرداخت کردن - نازک کاری - پرداختکاری - اندود - پرداخت - روسازی
[زمین شناسی] پرداخت کردن ، نازک کاری ، پرداخت کاری ، اندود ، روسازی
[نساجی] عملیات تکمیل - تمام عملیات بعد از بافندگی تا قبل از عرضه به بازار
[ریاضیات] پرداخت کردن، تکمیل، پرداخت کاری، تمام کاری، پرداخت، روسازی
[پلیمر] پرداخت، تکمیل(در نساجی)
[نساجی] ماده تکمیلی
[پلیمر] عامل تکمیل(در نساجی)
[ریاضیات] ظریف تراشی، باز پرداخت
[نساجی] صنعت تکمیل
[عمران و معماری] آهک اندودی
[زمین شناسی] آهک اندودی
[نساجی] ماشین تکمیل
[نساجی] کارخانه تکمیل - سالن تکمیل
[ریاضیات] نورد تکمیل، دستگاه نورد نهایی، دستگاه پس نورد، نورد پایان
[عمران و معماری] عملیات پرداخت
[عمران و معماری] رنگ رویه
[ریاضیات] گذر نهایی، کالیبر نهایی
[نساجی ...

معنی کلمه Finishing به انگلیسی

finishing
• completing, concluding, pertaining to completion; ending; terminating
• terminating, ending; bringing to an end; destroying; defeating; completing, perfecting; polishing; act of adding the finishing touches
finishing line
• mark at which a race is completed
finishing school
• a finishing school is a private school where upper-class young women are taught manners and other social skills.
finishing stroke
• last blow
finishing touch
• last addition needed to make something complete
fabric finishing
• hemming the edges of a piece of fabric

Finishing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهرداد ملکی
شیرینکیج ، فرایند تکمیلی پارچه
عادل چایچیان
نازک کاری،نماکاری، پرداخت (در بتن و سیمان و سفیدکاری با گچ)
محمد جواد شمسایی
در فوتبال به معنای ..تمام کننده ...مهارت در گل زدن ..Cavani I is a deadly striker finishing کاوان یک مهاجم تمام کننده قهار است
hadis
علوم دامی: پرواری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی finishing

کلمه : finishing
املای فارسی : فینیشینگ
اشتباه تایپی : بهدهساهدل
عکس finishing : در گوگل

آیا معنی Finishing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )