برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1438 100 1

Fiend

/ˈfiːnd/ /fiːnd/

معنی: شیطان، خونی، دیو، روح پلید، عفریت، ادم بسیار شریر
معانی دیگر: روح خبیث، اهریمن، ابلیس، (با لحن نیمه جدی) نسناس !، شیطون !، (عامیانه) کسی که به کاری بسیار علاقمند است (و در آن خیلی ماهر بوده و یا در آن زیاده روی می کند)، آدم بد جنس، بد نهاد، آدم شریر، بد کار، نابکار، آدم بد ذات

بررسی کلمه Fiend

اسم ( noun )
(1) تعریف: an evil spirit or demon; devil.
مشابه: demon, devil

- The painting depicts a woman being tormented by fiends with sharp teeth and horns.
[ترجمه ترگمان] نقاشی به صورت یک زن که توسط شیاطین پر از دندانه‌ای تیز و شاخ‌های تیز است به تصویر کشیده می‌شود
[ترجمه گوگل] نقاشی نشان دهنده یک زن است که توسط جانبازان دندان ها و شاخ های تیز وحشت زده شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a cruelly malicious or wicked person.
مشابه: demon, maniac, monster, ogre, savage

(3) تعریف: (informal) one who is addicted to or has a consuming enthusiasm for something.
مشابه: addict, demon, maniac, slave

- a sports fiend
[ترجمه ترگمان] یک شیطان ورزشی
[ترجمه گوگل] یک خیابان ورزشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه Fiend در جمله های نمونه

1. a fiend at mathematics
اعجوبه‌ای در ریاضیات

2. a fiend for ice cream
دیوانه‌ی بستنی

3. a chess fiend
خوره‌ی شطرنج

4. a foreign film fiend
مرده‌ی فیلم‌های خارجی

5. he is a fiend at tennis
در تنیس رو دست ندارد.

6. there is many a human-faced fiend . . .
ای بسا ابلیس آدم رو که هست . . .

7. Stop teasing her, you little fiend!
[ترجمه ترگمان]دست از دست انداختن او بردار، ای شیطان کوچولو!
[ترجمه گوگل]متوقف کردن اذیت کردن او، شما کمی عجیب!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. I have no idea who this murderous fiend may be.
[ترجمه ترگمان]من هیچ ایده‌ای ندارم که این شیطان قاتل کیه
[ترجمه گوگل]من هیچ نظری ندارم که این خائن مرگبار ممکن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. McCormack is a fiend for punctuality.
[ترجمه ترگمان] mccormack \"آدم وقت‌شنا ...

مترادف Fiend

شیطان (اسم)
devil , archfiend , satan , demon , lucifer , fiend , deuce , beelzebub , bogey , bogie , bogy , daemon , tempter , mephistopheles , papaw , pawpaw
خونی (اسم)
fiend , killer , murderer , cutthroat , villain , cannibal , miscreant , misdoer
دیو (اسم)
gnome , spook , demon , fiend , bogey , goblin , bogie , bogy , daemon
روح پلید (اسم)
devil , demon , fiend , daemon
عفریت (اسم)
devil , demon , fiend , deuce , monster , dickens , shaitan
ادم بسیار شریر (اسم)
fiend

معنی عبارات مرتبط با Fiend به فارسی

دیوبزرگ، شیطان
(امریکا - خودمانی) معتاد (به مواد مخدر)
شیطان

معنی کلمه Fiend به انگلیسی

fiend
• devil; demon; evil; mischief maker; one who is crazy about, one who is addicted to (slang)
• if you call someone a fiend, you mean that they are very wicked or cruel; a literary use.
• you can use fiend to describe someone who is very interested in a particular thing or who likes it very much; an informal use.
dope fiend
• drug addict, junkie, junky
drug fiend
• addict, person one who is addicted to drugs (slang)
techno fiend
• (computers, internet) one who is "crazy" about computers, one who loves computers and the internet
tennis fiend
• tennis fan, tennis enthusiast, one who loves tennis
the fiend
• satan, the devil

Fiend را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید محمد هاشمی
خوره


I am a fishing fiend.
خوراکم ماهی گیریه
Figure
حامی، طرفدار سرسخت دو آتیشه
a person motivated by irrational enthusiasm
شیطان صفت
a cruel wicked and inhuman person

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fiend
کلمه : fiend
املای فارسی : فیند
اشتباه تایپی : بهثدی
عکس fiend : در گوگل

آیا معنی Fiend مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )