برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1472 100 1

Fence

/ˈfens/ /fens/

معنی: پرچین، شمشیر بازی، چپر، خریدار مال دزدی، محجر، طارمی، حصار، دیوار، خاکریز، پناه دادن، نرده کشیدن، حفظ کردن، شمشیر بازی کردن، نرده دار کردن
معانی دیگر: (در اصل) حفاظ، دفاع، جلوگیر، نرده، دیواره (فلزی یا چوبی یا از گیاه)، سنگ چین، باره، پکوک، تارم، تارمی، سیبه، سیبا، (بیشتر با : in و off) نرده کشیدن (دور چیزی)، (با نرده) محدود کردن، تارم بندی کردن، مجزا کردن، منزوی کردن، احاطه کردن یا شدن، (با : with) جواب درست ندادن، (در دادن پاسخ) تعلل کردن، طفره رفتن، گریزگری کردن، مال خر، کسی که مال دزدی خرید و فروش می کند، محل خرید و فروش اموال مسروقه، (قدیمی) جاخالی دادن، دفاع کردن، پدفند کردن، مال دزدی را خرید و فروش کردن، سپر

بررسی کلمه Fence

اسم ( noun )
(1) تعریف: a structure made of stone, wire, wood, or other material, that serves to define boundaries of property or to prevent entry into or escape from the area it surrounds.

(2) تعریف: one who buys and resells stolen goods.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: fences, fencing, fenced
• : تعریف: to enclose within a barrier, esp. a fence, for purposes of protection or division (often fol. by in, off, or out).

- We fenced off our share of the property.
[ترجمه ترگمان] ما سهم خود را با هم قطع کردیم
[ترجمه گوگل] ما سهم ما از اموال را محاصره کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
مشتقات: fencer (n.)
(1) تعریف: to participate in the sport of fencing.

(2) تعریف: to avoid giving a straightforward answer; hedge.
مشابه: equivocate

واژه Fence در جمله های نمونه

1. a fence that runs through the middle of our land
نرده‌ای که از میان زمین ما رد می‌شود

2. the fence that separates the two gardens
نرده‌ای که دو باغ را از هم جدا می‌کند

3. this fence acts as a wall
این حصار به جای دیوار عمل می‌کند.

4. a hog-tight fence
نرده‌ای که خوک نمی‌تواند از آن عبور کند

5. a party fence
نرده‌ی مشترک

6. an iron fence skirted the house
یک نرده‌ی آهنی دورادور خانه را گرفته بود.

7. on the fence
(در امور سیاسی و غیره) بی‌طرف،هنوز تصمیم نگرفته

8. a barbed wire fence hedged the entrance
نرده‌ای از سیم خاردار راه ورود را بسته بود.

9. he cleared the fence with a running jump
او در حالی که می‌دوید از روی حصار پرید.

10. they painted the fence white
نرده را رنگ سپید زدند.

11. to straddle a fence
پاها را در طرفین نرده قرار دادن

12. boys were taught to fence and to swim
به پسرها شمشیربازی و شنا کردن می‌آموختند.

13. he jumped over the fence with agility
...

مترادف Fence

پرچین (اسم)
paling , fence , hedge , haw , riveting , palisade
شمشیر بازی (اسم)
fence , swordsmanship
چپر (اسم)
fence , hedge , wattle
خریدار مال دزدی (اسم)
receiver , fence , resetter , fencing cully , uncle
محجر (اسم)
railing , fencing , parapet , fence , peel , palisade
طارمی (اسم)
patio , balustrade , fence
حصار (اسم)
fort , hag , enclosure , enceinte , fold , barrier , fencing , fence , barracoon , wall , hedge , haw , cramp , kraal , inclosure , paddock
دیوار (اسم)
enclosure , bulwark , fence , wall , bulkhead , screen , curtain
خاکریز (اسم)
levee , dyke , dike , bulwark , fence , moat , weir
پناه دادن (فعل)
house , ensconce , shelter , harbor , refuge , fence , embower
نرده کشیدن (فعل)
rail , fence , picket
حفظ کردن (فعل)
keep , protect , maintain , secure , fence , retain , memorize , preserve
شمشیر بازی کردن (فعل)
fence
نرده دار کردن (فعل)
fence

معنی عبارات مرتبط با Fence به فارسی

ماه قرق، ماهی که شکارگوزن یاماهی گیری دران ممنوع است
ورزش : مبارزه شمشیربازان با امتیاز یکسان براى برنده شدن
نرده ی فلزی (دارای بدنه ی مشبک که بالای آن سیم خاردار گذاشته اند)
پرچین ازشاخه های خشک
آغل کاو که دارای نرده یا پرچین باشد
نرده ی چوبی (نرده ی ساخته شده از تیرچه های عمود بر زمین)، چپر، سیبا، پرچین
حصار گرد، پرچین یامحجر گرداگرد
fence worm : نرده مارپیچ
برف بند، نرده ی برف (برای جلوگیری از بهمن یا برف باد آورد)
اسب از پر چین عقب میزند
نرده ی زیگزاگ (که با تراورس های کهنه ی راه آهن می سازند)
رجوع شود به: virginia (rail) fence

معنی Fence در دیکشنری تخصصی

fence
[عمران و معماری] نرده - حصار
[آمار] نرده
[زمین شناسی] نمودار سه بعدی نمودار سه بعدی (ژئوشیمی)؛ دیاگرامی از عوامل شیمیایی، مانند Eh و PH که مقاومت کانی را متاثر می کنند و دارای محدوده های مجزا هستند که توسط مرزهایی بین فازها در یک مجموعه از کانی ها، سنگها یا سازنده ها، تعیین می شود. مقایسه شود با: حائل ژئوشیمیایی.
[نفت] دیاگرام نرده یی
[عمران و معماری] نرده ایمنی - جانپناه
[عمران و معماری] حفاظ برف - دیواره برفگیر

معنی کلمه Fence به انگلیسی

fence
• railing; hedge; sport of fencing; ability to argue; one who sells stolen goods; vertical obstacle in show jumping (sports)
• enclose within a fence or other barrier; separate with a fence or other barrier; protect, guard; fight with swords; practice the sport of fencing; evade a question, respond in a vague manner; sell stolen goods; receive stolen goods
• a fence is a barrier made of wood or wire supported by posts.
• if you fence an area of land, you surround it with a fence.
• if you sit on the fence, you avoid supporting any side in a discussion or argument.
• see also fencing.
• if you fence something in, you surround it with a fence.
• if you fence off an area of land, you build a fence round it.
fence maker
• one who makes and installs fences
barbed wire fence
• type of fence which has sharp projecting points placed at close intervals along its length
cattle fence
• railing for enclosing cattle
concertina fence
• looped barbed fence, barbed wire fence, concertina wire
knee fence
• barbed wire obstacle placed up to one half meter off the ground
on both sides of the fence
• on both sides of the issue, taking both sides of the argument
on the right side of the fence
• on the winning side, on the side that is victorious
protective fence
• security barrier, system of obstacles built to protect against intrusion by terrorists
security fence
• protective fence
sit on the fence
• be indecisive; hesitate to decide; avoid gettin ...

Fence را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sadaf
نرده حصار دیوار
❤N❤
حصار
نرده
امیررضا فرهید
.A structure made of wood ,metal,or wire that is around a piece of land



برگرفته شده از کتاب:English Time 6
Ilia
A structure made of wood ,metal,or wire that is around a
piece of land
دركانون زبان درصفحه24 (UNIT4)وكتاب Supplementary Exercise
😍😘e.y😘😍
نرده،حصار
در بعضی مواقع برای پریدن از روی مانع با اسب.
gg
نرده ، دیوار، حصارـ
التن قاسمپور
حصار،دیوار،خاکریز،پناه دادن
Dina😍🙆
نرده
mojtabafa
یکی از معنی هاش طفره رفتن از پاسخ مستقیم به سوال هست .a parrying of arguments; avoidance of direct answers:
به مثال زیر توجه کنید :
.political fencing on important issues
♥Amirmaghare_lover♥
A structure made of wood ,metal,or wire that is
around a piece of land
♪ نرده ، حصآر ♪
Romina_ayta56
.A structure made of wood ,metal,or wire that is around a piece of land
معنی: نـــرده ، حصــــــــــــــــآر
لایک کنین

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fence
کلمه : fence
املای فارسی : فنک
اشتباه تایپی : بثدزث
عکس fence : در گوگل

آیا معنی Fence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران