برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1403 100 1

Fallback


ذخیره، پس انداز، اندوخته، توشه

بررسی کلمه Fallback

اسم ( noun )
(1) تعریف: something to which one can resort in case of failure of one's first efforts.

(2) تعریف: an act or instance of falling back; retreat.

واژه Fallback در جمله های نمونه

1. Do we have a fallback position for these negotiations?
[ترجمه ترگمان]آیا ما یک موضع پشتیبان برای این مذاکرات داریم؟
[ترجمه گوگل]آیا ما برای این مذاکرات موضع عقب مانده ای داریم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We need a fallback position if they won't do the job.
[ترجمه میثم] اگر آنها این کار را انجام ندهند، ما به یک موقعیت پشتیبان نیاز داریم.
|
[ترجمه ترگمان]اگه این کار رو نکنن ما یه جای دیگه لازم داریم
[ترجمه گوگل]اگر آنها کار را انجام ندهند، ما نیاز به جایگزینی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Yesterday'svote itself was a retreat from an earlier fallback position.
[ترجمه ترگمان]دیروز خود svote عقب‌نشینی از موضع پشتیبان اولیه بود
[ترجمه گوگل]دیروز خود خود یک عقب نشینی از یک موقعیت عقب افتاده قبلی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Fallback به انگلیسی

fallback
• system for supporting the cpu in the event of an emergency and for retrieving lost data
• in negotiations, a fallback position is a more moderate policy or set of demands that is put forward if the original policy or set of demands is not accepted; used in american english.

Fallback را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خشایار نوروزی
یک نقشه جایگزین برای روز مبادا
رمینا یوسفی
جایگزین
برنامه نویس وب
در وردپرس :
در کل برای لود فونت چهار حالت وجود دارد:
Block
Swap
Fallback
Optional
این دیدگاه برای مترجمان وردپرس کارایی دارد و نیازی به ترجمه آن نمی باشد!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fallback
کلمه : fallback
املای فارسی : فللبکک
اشتباه تایپی : بشممذشزن
عکس fallback : در گوگل

آیا معنی Fallback مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )