برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1669 100 1
شبکه مترجمین ایران

Fabric | fabrics | fabrics

معنی Fabric | fabrics | fabrics در دیکشنری تخصصی

Fabric | fabrics | fabrics
[زمین شناسی] فابریک فابریک اولین بار توسط زمین شناسی به اسم sanders تعریف شد که شامل بافت و ساختمانهای رسوبی می شود. ارتباط دانهها با یکدیگر در فضا را در یک سنگ رسوبی فابریک آن سنگ می گویند. (خاک شناسی): ماهیت فیزیکی یک خاک بر طبق آرایش فضایی ذرات و حفرات آن. (زمین شناسی ساختمانی): نظم فضایی و هندسی تمام آن مولفه هایی که یک سنگ تغییر شکل یافته را تشکیل می دهند. فابریک، دربرگیرنده اصطلاحاتی از جمله بافت، ساخت و جهت یافتگی ترجیحی است (همچنین یک اصطلاح کاملاً جامع است که اشکال و ویژگی های بخش های منفرد یک توده سنگ و وضعیتی که در آن، این بخش ها توزیع شده اند و در فضا جهت یافته اند، را توصیف می کند. (هانر، منیزو ویلیامز 1976). این اصطلاح اولین بار توسط ساندر (1930) از کلمه آلمانی Geftige تعریف شد. (رسوب شناسی): جهت یافتگی (یا فقدان جهت یافتگی) در فضای عناصر (ذرات مجزا، بلورها، سیمان) که از آنها، یک سنگ رسوبی ساخته می شود. مقایسه شود با: آرایش. نیز ببینید: فابریک تبلور.

به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی Fabric | fabrics | fabrics مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )