🔸 معادل فارسی ( رسمی ) :
• دعوت رسمی کردن / دعوت نامه فرستادن
• دعوت کردن ( با لحنی مؤدبانه و تشریفاتی )
• پیشنهادِ حضور در یک رویداد را ارائه دادن
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The White House extended an invitation to the foreign dignitaries for the state dinner. "
... [مشاهده متن کامل]
( کاخِ سفید برایِ مهمانانِ خارجی، یک دعوت نامه یِ رسمی برایِ شامِ دولتی ارسال کرد. )
• ( کسب وکار ) "We would like to extend an invitation to all employees to attend the annual conference. "
( ما مایلیم از تمامِ کارمندان برایِ شرکت در کنفرانسِ سالانه دعوت به عمل آوریم. )
• ( رویداد ) "They extended an invitation to the renowned speaker to give a keynote address. "
( آنها از آن سخنرانِ مشهور برایِ ایرادِ سخنرانیِ اصلی دعوت کردند. )
• ( محاوره یِ رسمی ) "I'm writing to extend an invitation to our wedding ceremony. "
( این نامه را برایِ دعوتِ رسمیِ شما به مراسمِ عروسی مان می نویسم. )
• دعوت رسمی کردن / دعوت نامه فرستادن
• دعوت کردن ( با لحنی مؤدبانه و تشریفاتی )
• پیشنهادِ حضور در یک رویداد را ارائه دادن
🔸 مثال ها:
• ( سیاست ) "The White House extended an invitation to the foreign dignitaries for the state dinner. "
... [مشاهده متن کامل]
( کاخِ سفید برایِ مهمانانِ خارجی، یک دعوت نامه یِ رسمی برایِ شامِ دولتی ارسال کرد. )
• ( کسب وکار ) "We would like to extend an invitation to all employees to attend the annual conference. "
( ما مایلیم از تمامِ کارمندان برایِ شرکت در کنفرانسِ سالانه دعوت به عمل آوریم. )
• ( رویداد ) "They extended an invitation to the renowned speaker to give a keynote address. "
( آنها از آن سخنرانِ مشهور برایِ ایرادِ سخنرانیِ اصلی دعوت کردند. )
• ( محاوره یِ رسمی ) "I'm writing to extend an invitation to our wedding ceremony. "
( این نامه را برایِ دعوتِ رسمیِ شما به مراسمِ عروسی مان می نویسم. )