expectancy


معنی: پیش بینی، انتظار، احتمال، حاملگی، امید، توقع، بارداری
معانی دیگر: امید (expectance هم می گویند)، انتظار (انتظارات)، چشم داشت، چشم به راهی

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: expectancies
مشتقات: expectance (n.)
(1) تعریف: the state of expecting; anticipation.
مشابه: anticipation, hope

(2) تعریف: something that is expected.

جمله های نمونه

1. life expectancy
طول عمر

2. Japanese people have a very high life expectancy.
[ترجمه گوگل]مردم ژاپن امید به زندگی بسیار بالایی دارند
[ترجمه ترگمان]مردم ژاپن امید به زندگی بسیار بالایی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. People in manual occupations have a lower life expectancy.
[ترجمه گوگل]افرادی که در مشاغل یدی فعالیت می کنند امید به زندگی کمتری دارند
[ترجمه ترگمان]افراد در مشاغل دستی امید به زندگی کمتری دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The atomosphere of tense expectancy sobered everyone.
[ترجمه گوگل]اتمسفر پرتنش انتظار همه را هوشیار کرد
[ترجمه ترگمان]The که به طول انجامید همگی را به هوش آورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Women have a longer life expectancy than men.
[ترجمه گوگل]زنان طول عمر بیشتری نسبت به مردان دارند
[ترجمه ترگمان]زنان بیش از مردان امید به زندگی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Scientists estimate that smoking reduces life expectancy by around 12 years on average.
[ترجمه گوگل]دانشمندان تخمین می زنند که سیگار به طور متوسط ​​حدود 12 سال امید به زندگی را کاهش می دهد
[ترجمه ترگمان]دانشمندان تخمین می زنند که سیگار کشیدن، امید به زندگی را به طور متوسط تا حدود ۱۲ سال کاهش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Life expectancy in Europe has increased greatly in the 20th century.
[ترجمه گوگل]امید به زندگی در اروپا در قرن بیستم بسیار افزایش یافته است
[ترجمه ترگمان]امید به زندگی در اروپا در قرن بیستم تا حد زیادی افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A quiver of expectancy ran through the audience.
[ترجمه گوگل]لرزه ای از توقع در میان تماشاگران جاری شد
[ترجمه ترگمان]لرزشی از امید در میان حضار گذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. There was a general air of expectancy in the crowd.
[ترجمه گوگل]یک هوای انتظار عمومی در میان جمعیت بود
[ترجمه ترگمان]در میان جمعیت، فضا آکنده از انتظار بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. There was an air of expectancy among the waiting crowd.
[ترجمه گوگل]در میان جمعیت منتظر هوای انتظار موج می زد
[ترجمه ترگمان]در میان جمعیت منتظر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The average life expectancy was 40.
[ترجمه گوگل]میانگین امید به زندگی 40 سال بود
[ترجمه ترگمان]میانگین امید به زندگی ۴۰ سال بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Life expectancy for both men and women has improved greatly in the past 20 years.
[ترجمه گوگل]امید به زندگی برای مردان و زنان در 20 سال گذشته بسیار بهبود یافته است
[ترجمه ترگمان]امید به زندگی برای مردان و زنان در ۲۰ سال گذشته تا حد زیادی بهبود یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Women have a higher life expectancy than men.
[ترجمه گوگل]امید به زندگی زنان بیشتر از مردان است
[ترجمه ترگمان]زنان امید به زندگی بالاتری نسبت به مردان دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The supporters had a tremendous air of expectancy.
[ترجمه گوگل]هواداران انتظار فوق العاده ای داشتند
[ترجمه ترگمان]طرفداران امید زیادی به امید داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

پیش بینی (اسم)
anticipation, forecast, foresight, prognosis, prospect, prognoses, expectancy, expectance, caution, augury, prognostication, precaution, prevision, look-ahead, prefiguration

انتظار (اسم)
anticipation, prospect, expectation, expectancy, expectance

احتمال (اسم)
supposition, possibility, likelihoood, expectancy, expectance, aptness, probability, contingency, eventuality, presumption, verisimilitude

حاملگی (اسم)
expectancy, expectance, conception, gestation

امید (اسم)
trust, expectancy, expectance, hope

توقع (اسم)
expectation, expectancy, expectance

بارداری (اسم)
expectancy, expectance, gestation, pregnancy

انگلیسی به انگلیسی

• hope, anticipation
expectancy is a feeling that something exciting is about to happen.

پیشنهاد کاربران

۱. انتظار ۲. توقع. ۳. امید
مثال:
When this statue was carved the average life expectancy was probably 30.
زمانی که این مجسمه کنده کاری شده امید متوسط عمر {بشر} حدودا سی سال بوده است.
Life expectancy
امید به زندگی
انتظار
توقع
There was an air of expectancy as the chairman rose to speak
امید ( به زندگی )
Americans have one of the shortest life expectancies compared to other high - income countries around the globe
امید به زندگی
سن انتظار رونده

بپرس