expansion slot

جمله های نمونه

1. The card fits into a free expansion slot on the motherboard.
[ترجمه ترگمان]این کارت در یک بازه گسترش آزاد روی the قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]این کارت به یک اسلات گسترش آزاد بر روی مادربرد متصل می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Executive case has six expansion slots, but little room for an extra drive.
[ترجمه ترگمان]این مورد اجرایی شش سهمیه توسعه دارد، اما فضای کمی برای رانندگی اضافی دارد
[ترجمه گوگل]پرونده اجرایی دارای شش اسلات توسعه است، اما اتاق کوچکی برای رانندگی اضافی وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The Professional case has five full-length 16-bit expansion slots and room for two free drive bays.
[ترجمه ترگمان]این مورد حرفه ای دارای پنج شکاف بزرگ با طول ۱۶ بیتی و اتاق برای دو دهانه دیسک گردان آزاد است
[ترجمه گوگل]پرونده حرفه ای دارای پنج اسلات توسعه کامل 16 بیتی و اتاق برای دو درایو آزاد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Access to the drive bays and expansion slots is reasonable.
[ترجمه ترگمان]دسترسی به فضاهای ورودی و شیار توسعه منطقی است
[ترجمه گوگل]دسترسی به حفره های درایو و اسلات های توسعه معقول است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Using the reserve expansion slot connection.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از اتصال شکاف ذخیره ذخیره
[ترجمه گوگل]با استفاده از اتصال حافظه انبار رزرو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Has a USB expansion slot, which will possibly be used for wireless connectivity.
[ترجمه ترگمان]یک شیار توسعه USB داشته باشد، که احتمالا برای اتصال بی سیم مورد استفاده قرار خواهد گرفت
[ترجمه گوگل]دارای شکاف توسعه USB است که احتمالا برای اتصال بیسیم مورد استفاده قرار خواهد گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The expansion slot aspect, has provided 4 slots, supports the double channel 800.
[ترجمه ترگمان]چشم انداز توسعه، ۴ سهمیه را فراهم کرده، از کانال دوگانه ۸۰۰ پشتیبانی می کند
[ترجمه گوگل]جنبه گسترش اسلات، دارای 4 اسلات، پشتیبانی از دو کانال 800 است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. VGA input board comes installed in this expansion slot as a standard feature.
[ترجمه ترگمان]صفحه ورودی VGA در این بازه انبساط به عنوان یک ویژگی استاندارد نصب شده است
[ترجمه گوگل]صفحه ورودی VGA در این اسلات توسعه به عنوان یک ویژگی استاندارد نصب شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Because the motherboard or expansion card expansion slot problems, leading to plug expansion cards, such as sound cards, such as the motherboard does not respond after the show without.
[ترجمه ترگمان]از آنجا که the و یا گسترش کارت گسترش کارت، منجر به کارت های توسعه پلاگ مانند کارت های صدا می شوند، مانند کارت های صوتی، مانند the که بعد از نمایش بدون آن واکنش نشان نمی دهند
[ترجمه گوگل]از آنجا که مادربورد یا کارت گسترش کارت حافظه اسلات مشکلات، منجر به پلاگین کارت های توسعه، مانند کارت صدا، مانند مادربرد پس از نشان می دهد بدون پاسخ نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The expansion slot can be used for integrator designed components and other devices.
[ترجمه ترگمان]این شکاف می تواند برای اجزا طراحی یکپارچه و دیگر دستگاه ها مورد استفاده قرار گیرد
[ترجمه گوگل]اسلات توسعه را می توان برای اجزای طراحی شده ی انتگرال و سایر دستگاه ها استفاده کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. A interface card that usually inserted in bus expansion slot of computer is often used in the data collecting system, but this method cannot be used in a note computer.
[ترجمه ترگمان]یک کارت رابط که معمولا در بازه زمانی توسعه باس قرار می گیرد اغلب در سیستم جمع آوری داده ها استفاده می شود، اما این روش نمی تواند در یک کامپیوتر نوت بوک استفاده شود
[ترجمه گوگل]یک کارت رابط که معمولا در شکاف گسترش انبساط کامپیوتر قرار می گیرد اغلب در سیستم جمع آوری داده ها استفاده می شود، اما این روش نمی تواند در یک کامپیوتر یادداشت استفاده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Model EWS4800/215 is an entry-level desktop model with VMEbus expansion slot.
[ترجمه ترگمان]مدل EWS۴۸۰۰ \/ ۲۱۵ یک مدل رومیزی سطح ورودی با اسلات expansion VMEbus است
[ترجمه گوگل]مدل EWS4800 / 215 مدل دسکتاپ ورودی با شکاف توسعه VMEbus است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Room for growth is unmatched for a machine of this size: a remarkable three full-size and two half-size expansion slots.
[ترجمه ترگمان]جای رشد برای یک ماشین این اندازه کافی نیست: سه شکاف بزرگ قابل توجه و دو شکاف نیم اندازه ای توسعه
[ترجمه گوگل]اتاق رشد برای دستگاهی با ابعاد این اندازه بی نظیر است: سه اسلات توسعه کامل و دو نیم شکسته
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It is very important to have the greatest possible support around the expansion slot area.
[ترجمه ترگمان]بسیار مهم است که بیش ترین حمایت ممکن را در اطراف محدوده شکاف ایجاد کنیم
[ترجمه گوگل]بسیار مهم است که بیشترین حمایت ممکن را در اطراف منطقه اسلات گسترش داشته باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[کامپیوتر] شکاف گسترشی .

به انگلیسی

• slot in a motherboard into which additional cards can be placed (computers)

معنی یا پیشنهاد شما