🔸 معادل فارسی ( به عنوانِ صفت ) :
• حفاری شده / کنده شده
• خاک برداری شده
• بیرون کشیده شده ( از زیرِ خاک یا آوار )
• گودبرداری شده
🔸 مثال:
۱. "The excavated tunnel entrances at the missile base were quickly restored after the airstrikes. "
... [مشاهده متن کامل]
ورودی هایِ حفاری شده یِ تونل در پایگاهِ موشکی، به سرعت پس از حملاتِ هوایی بازسازی شدند.
۲. "Satellite images revealed the excavated areas around the damaged port facility. "
تصاویر ماهواره ای، مناطقِ خاک برداری شده را در اطرافِ تأسیساتِ بندریِ آسیب دیده نشان داد.
۳. "The excavated artifacts from the ancient site are now displayed in the national museum. "
آثارِ باستانیِ حفاری شده از محوطه یِ باستانی، اکنون در موزه یِ ملی به نمایش گذاشته شده اند.
• حفاری شده / کنده شده
• خاک برداری شده
• بیرون کشیده شده ( از زیرِ خاک یا آوار )
• گودبرداری شده
🔸 مثال:
... [مشاهده متن کامل]
ورودی هایِ حفاری شده یِ تونل در پایگاهِ موشکی، به سرعت پس از حملاتِ هوایی بازسازی شدند.
تصاویر ماهواره ای، مناطقِ خاک برداری شده را در اطرافِ تأسیساتِ بندریِ آسیب دیده نشان داد.
آثارِ باستانیِ حفاری شده از محوطه یِ باستانی، اکنون در موزه یِ ملی به نمایش گذاشته شده اند.
حفاری شده