exacerbation


معنی: تشدید، بد شدن
معانی دیگر: بدشدن، تشدید

جمله های نمونه

1. Exacerbations and remissions of the pain are the general rule.
[ترجمه ترگمان]Exacerbations و remissions قانون، قانون عمومی است
[ترجمه گوگل]تشدید و رهایی از درد، قاعده کلی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. With the exacerbation of the competition, the customer has become an important resource.
[ترجمه ترگمان]با تشدید رقابت، مشتری به یک منبع مهم تبدیل شده است
[ترجمه گوگل]با تشدید رقابت، مشتری به یک منبع مهم تبدیل شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A consequence of the new trends, then, is exacerbation of the already disturbing backlog problem.
[ترجمه ترگمان]پس از آن، پیامد گرایش های جدید، وخامت مساله انباشته شده از پیش رو به وخامت است
[ترجمه گوگل]در نتیجه، روند جدید، پس از آن، تشدید مشکل در حال حاضر نگران کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Bleeding may be herralded by several day of exacerbation of pain.
[ترجمه ترگمان]خون ریزی ممکن است براثر چند روزی که شدت درد را تشدید می کند، از بین برود
[ترجمه گوگل]خونریزی ممکن است چند روز پس از تشدید درد به وجود آید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Eczema exacerbation, Jishi fish, shrimp, seafood and other foods prone to allergies.
[ترجمه ترگمان]eczema تشدید، ماهی دودی، میگو، غذاهای دریایی و غذاهای دیگر در معرض آلرژی قرار دارند
[ترجمه گوگل]تشدید اگزما، ماهی جیشی، میگو، غذاهای دریایی و سایر غذاهایی که آلرژی دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Method The acute exacerbation of COPD animal model was developed by drip Klebs-loeffler bacillus from nasal cavity and the MMP of rat lung tissue was detected by zymography method.
[ترجمه ترگمان]روش وخامت حاد مدل دامی COPD با bacillus drip - loeffler bacillus از حفره بینی و the بافت ریه موش توسط روش zymography شناسایی شد
[ترجمه گوگل]روش تشدید حاد مدل حیوانی COPD از طریق حفره بینی کلاپ-لوفلر از حفره بینی تهیه شد و MMP بافت زخم موش صحرایی با استفاده از روش زیموگرافی شناسایی شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There were 12 asthma exacerbations in 10 participants assigned to placebo, of whom 9 had sputum eosinophilia during their exacerbation.
[ترجمه ترگمان]۱۲ نفر از افراد مبتلا به آسم در ۱۰ نفر به دارونما اختصاص داده شدند که ۹ تن از آن ها در طی این وخامت بیماری دچار تهوع شدند
[ترجمه گوگل]در 10 شرکت کننده در گروه دارونما، 12 مورد آسم وجود داشت که 9 مورد آن در طی تشدید شدن ائوزینوفیلی خلط داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. For several days, he has had an exacerbation of ulcer symptoms.
[ترجمه ترگمان]برای چندین روز، اون دچار علائم زخم معده شده
[ترجمه گوگل]چند روز است که او علائم زخم را تشدید کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Trauma to teeth, lips, and vocal cords and exacerbation of cervical spine injuries can also occur.
[ترجمه ترگمان]آسیب به دندان ها، لب ها، و تاره ای صوتی و تشدید جراحت های ستون فقرات می تواند رخ دهد
[ترجمه گوگل]تروما به دندان ها، لب ها و طناب های صوتی و تشدید آسیب های ستون فقرات گردن نیز می تواند رخ دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. His foolishness was followed by an exacerbation of their quarrel.
[ترجمه ترگمان]حماقت او در پی an بود
[ترجمه گوگل]احمقانه او با تشدید اختلافات خود دنبال شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. During therapy, acute exacerbation can be relieved by analgesics, antibiotics or trephination.
[ترجمه ترگمان]در طول درمان، exacerbation شدید می تواند با داروهای مسکن، آنتی بیوتیک ها و یا trephination تسکین یابد
[ترجمه گوگل]در طول درمان، تشدید حاد می تواند توسط ضد درد، آنتی بیوتیک یا تیپینگ رفع شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Explore the likelihood of exacerbation of known conditions or the onset of a new disease process.
[ترجمه ترگمان]احتمال وخامت شرایط شناخته شده یا ظهور یک فرآیند جدید بیماری را بررسی کنید
[ترجمه گوگل]احتمال امتداد شرایط شناخته شده یا شروع یک بیماری جدید را بررسی کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Of these, 209 had recently suffered an asthma exacerbation and 77 had stable disease ( controls ).
[ترجمه ترگمان]از بین اینها، ۲۰۹ تن به تازگی دچار بیماری آسم شده بودند و ۷۷ شاهد بیماری ثابت (کنترل)بودند
[ترجمه گوگل]از این تعداد، 209 به تازگی دچار تشدید آسم بوده و 77 بیماری پایدار داشته اند (کنترل)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. To evaluate the clinical effects of cefodizime on the patients with acute exacerbation of chronic obstructive pulmonary disease.
[ترجمه ترگمان]برای ارزیابی اثرات بالینی of بر روی بیماران با وخامت حاد بیماری های حاد تنفسی مزاحم
[ترجمه گوگل]برای ارزیابی اثرات بالینی سفوسیزیم در بیماران مبتلا به تشدید حاد بیماری مزمن انسدادی ریه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Objective: To observe the effects of Red Sage Root and Tetramethylpyrazine on the pulmonary function and plasmic ET in patients with pulmonary heart disease during acute exacerbation stage.
[ترجمه ترگمان]هدف: مشاهده اثرات مخرب ریشه ای و Tetramethylpyrazine بر عملکرد ریوی و plasmic ET در بیماران مبتلا به بیماری های قلبی ریوی در طول مرحله وخامت حاد
[ترجمه گوگل]هدف: بررسی تأثیر ریشه سیر مریم و تتراماتیلپیرازین بر عملکرد ریه و پلاسمایی ET در بیماران مبتلا به بیماری قلبی ریوی در مرحله تشدید حاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تشدید (اسم)
amplification, augmentation, accent, resonance, intensification, exacerbation, strengthening, exasperation, contravention

بد شدن (اسم)
exacerbation

به انگلیسی

• aggravation, intensification, increase in severity; irritation

پیشنهاد کاربران

وخامت
عود کردن، تشدید شدن
exacerbation ( پزشکی )
واژه مصوب: تشدید 1
تعریف: افزایش شدت بیماری و علائم و نشانه های آن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما