ای وی سِرِیتینگ
🔸 معادل فارسی: خردکننده، کوبنده، بی رحمانه ویرانگر یا به شدت انتقادآمیز
🔸 مثال ها:
The senator delivered an eviscerating critique of the government’s economic policy.
سناتور نقدی بسیار کوبنده و ویرانگر از سیاست اقتصادی دولت ارائه کرد.
... [مشاهده متن کامل]
The film received an eviscerating review from the critics.
فیلم با نقدی به شدت تند و خردکننده از سوی منتقدان روبه رو شد.
The president faced an eviscerating attack from the opposition.
رئیس جمهور با حمله ای بسیار کوبنده و ویرانگر از سوی مخالفان روبه رو شد.
🔸 نکته ظریف:
در توصیف نقد و حمله کلامی، eviscerating از harsh ( تند و سخت گیرانه ) قوی تر است؛ بر انتقادی تأکید دارد که طرف مقابل یا موضع او را به شدت بی اعتبار می کند.
🔸 معادل فارسی: خردکننده، کوبنده، بی رحمانه ویرانگر یا به شدت انتقادآمیز
🔸 مثال ها:
سناتور نقدی بسیار کوبنده و ویرانگر از سیاست اقتصادی دولت ارائه کرد.
... [مشاهده متن کامل]
فیلم با نقدی به شدت تند و خردکننده از سوی منتقدان روبه رو شد.
رئیس جمهور با حمله ای بسیار کوبنده و ویرانگر از سوی مخالفان روبه رو شد.
🔸 نکته ظریف:
در توصیف نقد و حمله کلامی، eviscerating از harsh ( تند و سخت گیرانه ) قوی تر است؛ بر انتقادی تأکید دارد که طرف مقابل یا موضع او را به شدت بی اعتبار می کند.