🔸 معادل فارسی:
• تشدیدکننده / تصاعدی
• ( در کاربرد سیاسی و نظامی ) دارای پتانسیل افزایش تنش یا درگیری
• ( در کاربرد عمومی ) به تدریج شدیدتر شونده
🔸 مثال ها:
The deployment of additional troops was seen as an escalatory move.
... [مشاهده متن کامل]
استقرار نیروهای اضافی، یک اقدام تشدیدکننده تلقی شد.
The president warned against any escalatory rhetoric.
رئیس جمهور نسبت به هرگونه ادبیات تشدیدکننده ی تنش هشدار داد.
The new sanctions are escalatory and could lead to a full - blown trade war.
تحریم های جدید تشدیدکننده هستند و می توانند به یک جنگ تجاری تمام عیار منجر شوند.
Both sides must avoid escalatory measures to prevent conflict.
هر دو طرف باید از اقدامات تشدیدکننده برای جلوگیری از درگیری خودداری کنند.
• تشدیدکننده / تصاعدی
• ( در کاربرد سیاسی و نظامی ) دارای پتانسیل افزایش تنش یا درگیری
• ( در کاربرد عمومی ) به تدریج شدیدتر شونده
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
استقرار نیروهای اضافی، یک اقدام تشدیدکننده تلقی شد.
رئیس جمهور نسبت به هرگونه ادبیات تشدیدکننده ی تنش هشدار داد.
تحریم های جدید تشدیدکننده هستند و می توانند به یک جنگ تجاری تمام عیار منجر شوند.
هر دو طرف باید از اقدامات تشدیدکننده برای جلوگیری از درگیری خودداری کنند.