erupted

پیشنهاد کاربران

( استعاری ) کوه آتشفشان/ گدازۀ آتش را مانند
فوران کرد، درآمدن
در دندان پزشی : روییدن دندان ها
فوران کردن
فعال شده = active
دراصطلاح زمین شناسی یعنی بالاامده
فوران کرد