🔸 معادل فارسی:
• لیاقت
• شایستگی
• توانمندی
• در زبان محاوره: زرنگی، کاربلدی
🔸 مثال ها:
• ( طنز ) His sudden eptitude surprised everyone who knew him.
این شایستگی ناگهانی اش همه کسانی را که می شناختندش شگفت زده کرد.
... [مشاهده متن کامل]
• ( محاوره ) I've seen your work. You've got eptitude, kid!
کارت رو دیدم. زرنگی، پسر!
• ( نقد ) The team lacked not just aptitude, but any eptitude at all!
تیم نه فقط استعداد، بلکه کلاً هیچ لیاقتی نداشت!
• لیاقت
• شایستگی
• توانمندی
• در زبان محاوره: زرنگی، کاربلدی
🔸 مثال ها:
• ( طنز ) His sudden eptitude surprised everyone who knew him.
این شایستگی ناگهانی اش همه کسانی را که می شناختندش شگفت زده کرد.
... [مشاهده متن کامل]
• ( محاوره ) I've seen your work. You've got eptitude, kid!
کارت رو دیدم. زرنگی، پسر!
• ( نقد ) The team lacked not just aptitude, but any eptitude at all!
تیم نه فقط استعداد، بلکه کلاً هیچ لیاقتی نداشت!